۱/۲۷/۱۳۸۶

انتشار رنج نامه نماينده بيماران هموفيلي پس از هشت سال نوشته شده به تاریخ 26/12/85

جناب آقاي كرمي

رياست محترم دادگاههاي عمومي و انقلاب تهران

با سلام و آرزوي سلامتي و موفقيت ضمن تبريك سال نو ، چنانچه مستحضريد بالغ بر 7 سال است كه بيماران هموفيلي كه مظلومانه از طريق فرآورده هاي خوني آلوده به بيماريهاي لاعلاج و يا صعب العلاج ديگري علاوه بر درد مادرزادي خود گرفتار شده اند و در سايه اقدامات مسئولانه قوه قضائيه و بخصوص اصلاحات ارزشمند حضرت آيت ا... شاهرودي1145 نفر از آنها موفق به اثبات حقانيت خود گرديده و دو نفر از قضات دادگستري استان تهران توانسته اند با احكام شجاعانه ، ومستندي اين دادخواهي ها را در نوبت اول درخرداد ماه 1383 براي 974 نفر ودر نوبت دوم درمرداد 1385 براي 171 نفر را به فرجام برسانند.

ترديدي وجود ندارد كه كانون هموفيلي ايران مانند ديگر مؤسسه عام المنفعه حامي حقوق بيماران بر اساس قوانين قضايي موجود كشور نمي تواند سمتي حقوقي در پرونده هاي حقوقي متشكله در رابطه تضييع عمومي حقوق شهروندي اعضاي تحت پوشش خود داشته باشد . اما تعامل سازنده ومثبت كانون هموفيلي ايران با دستگاه قضائي به خوبي ضرورت وجودي چنين حقوقي را بري اين قبيل موسسات عام المنفعه آشكار مي نمايد . درعين حال اخذ وكالت محضري از تعدادي از خواهانها جهت اخذ وكيل وپيگيري امور اداري از يكسو وهمراهي وكيل بيماران كه از نعمت بينايي برخوردار نيستند زمينه هاي قابل توجه اي براي همكاري دادگستري تهران با نماينده خواهان ها است .

موفعيت خاص بيماران هموفيلي از نظر جسمي و روحي وكثرت دادخواهان توجه مسئولين دلسوز دادگستري را جلب نموده وبراي جلوگيري از وارد آمدن صدمه هاي جسمي و رواني به دادخواهان مظلوم اين پرونده شرايط همكاري كانون هموفيلي ايران را به عنوان تنها نماينده قانوني جمعيت هموفيلي كشور فراهم آوردند . لازم به ذكر است تردد هر بيمارهموفيل به قوه قضائيه گذشته از مخارج وخسارت هاي معمول در صورتيكه بيمار تهراني باشد حداقل 360 دلار ودر صورتيكه شهرستاني بوده و مجبور به انجام سفر هاي بين شهري باشد حداقل 720 دلار براي بيت المال هزينه دارويي دارد. در چند روز گذشته حضور بيماران در مجتمع قضايي شهيد بهشتي و بروز خونريزي هاي داخلي ناشي از فشار جسمي صدمه هاي فراواني به بيماران و همچنين به موجودي داروها ي گرانقيمت كشور كه به رايگان به بيماران تحويل مي شود وارد آمده است . در 7سال گذشته اين همكاري دستاورد هاي بزرگي داشته است گه مهمترين آنها به شرح زير است :

1 – جلوگيري از وارد آمدن صدمه هاي جسمي ناشي از خون ريزي هاي داخلي بيماران در اثر تردد هاي توام با استرس به مراجع قضايي

2 – جلوگيري از تشنج هاي ناشي از پايان يافتن آستانه تحمل بيماراني كه مظلومانه به ويروس هاي خطرناك آلوده گرديده وبا نظرهاي كارشناسي معتبر مستعد انتقام جوييهاي شخصي بودند .چندين مورد تاسف آور از اين نوع در بيمارستان امام خميني (ره) ، وزارت بهداشت ودرمان ، مجتمع قضايي كاركنان دولت وحتي دفتر كانون هموفيلي ايران طي 7 سال گذشته اتفاق افتاده است كه پرونده هاي آن در مراجع قضايي و انتظامي موجود وقابل مطالعه است . فقط 4مورد حمله با سرنگ محتوي خون آلوده در دفتر كانون اتفاق افتاده است كه با همكاري واحد مددكاري و مديريت يك تشكيلات مردمي و با اعتماد بيماران به كانون اين اتفاق ها مهار گرديده اند .

3 – تامين آرامش و آسايش كاركنان محترم مجتمع هاي رسيدگي كننده به دادخواهي بيماران و انتقال بحرانهاي ناشي از پايان يافتن آستانه تحمل بيماران آلوده شده و والدين آنها وبازماندگان قربانيان به خارج از دستگاه قضايي

4 – آشنا نمودن تدريجي بيماران با قوانين واهمييت رسيدگي قضايي به داد خواهي آنان ، توصيه به بردباري با توجه به طويل بودن مدت دادرسي ها از طريق برگزاري جلسات اطلاع رساني و آموزشي ودر نهايت جلوگيري از مراجعه هاي بي مورد به دادگاه ها

5 – با توجه به كثرت پرونده ها به تاييد قضات محترم كه در مواردي كتبا نيز از همكاري اين انجمن تقدير گرديده كمك هاي اداري كانون درمراحل مختلف صدور واجراي حكم نقش مهمي در پيشبرد امور قضايي اين پرونده ملي داشته است . همكاري سازنده كانون هموفيلي ايران با قوه قضائيه از نمونه هاي متال زدني در اولين تجربه بزرگ دستگاه قضائي در حوزه تامين حقوق شهروندان در حوزه مسئوليت مدني است.

6 – كانون هموفيلي ايران همسو با نقطه نظرات خرد مندانه رئيس محترم قوه قضائيه توانست بسياري از موانع به نتيجه رسيدن اين دادخواهي بزرگ وبيسابقه را درتعامل مثبت ومستقيم با دفتر مقام معظم رهبري، مراجع محترم تقليد ، دفتر رياست جمهوري ، قوه قضاييه ، مجلس شوراي اسلامي به خصوص كميسيون هاي اصل نود و بهداشت ودرمان ، سازمان بازرسي كل كشور ، وزارت كشور ، وزارت بهداشت ، سازمان برنامه و بودجه ، سازمان پزشكي قانوني ، دانشكده هاي حقوق واساتيد برجسته و ... مرتفع نمايد . دستور تاريخي حضرت آيت ا... شاهرودي كه منجر به ابلاغ اولين حكم بزرگ در حوزه مسئوليت مدني دولت 6 ماه پس از انشاي آن نقطه عطف تلاشهاي كانون بود كه پس از ملاقات مدير عامل كانون با ايشان محقق گرديد .

7 – جلب همكاري وحمايت رسانه هاي گروهي از ديگر اقدامات مهم كانون در رابطه با به ثمر رسيدن اين پرونده بزرگ قضايي است . ترديدي وجود ندارد كه اين پرونده بر دوش رسانه ودر سايه حمايت افكار عمومي از اقدامات قوه قضاييه پيروز گرديد . نكته قابل توجه آنست كه عليرغم آنكه داد خواهي بيماران در رابطه با يك وزارت خانه و يك سازمان دولتي بود حتي خبرگزاري دولت و روزنامه دولت در جهت احقاق حقوق از دست رفته بيماران فعاليت مي نمودند.

8 – با توجه به موقعيت بين المللي كانون هموفيلي ايران وعضويت اين انجمن در فدراسيون جهاني هموفيلي احكام دادگاه هاي ايران در رابطه با دادخواهي بيماران هموفيلي به عنوان انعكاسي از توانمندي هاي نظام قضايي جمهوري اسلامي ايران به جهانيان منعكس گرديده است . درشرايطي كه نظام اسلامي ايران به صورت هاي مختلف مورد تهاجم تبليغاتي در جهان قرار مي گيرد انعكاس اين نوع دستاوردها در تامين حقوق شهر وندان كه منبعث از آموزه هاي شريعت مقدس اسلام است

ضمن اظهار اميدواري نسبت به اينكه حق دادخواهي مؤسسات عام المنفعه در رابطه با تضييع حقوق اعضاي تحت پوشش خود مانند ديگر اصلاحات خردمندانه رئيس قوه قضائيه در چارچوب تامين حقوق شهروندي محقق گردد . با توجه به مشكلات پيش آمده در روزهاي اخير به نظر مي رسد اگر تامل دقيقي در اين موارد نشود گذشته از آنكه بيمارن درد مند بامشكلات متعددي مواجه خواهند شد ماجع قضايي نيز با مسائل مختلفي كه در سطور پيشين بيان گرديد مواجه خواهند بود . تجربه هفت سال گذشته نشان داده است كه پي گيريهاي نماينده بيماران و كانون هموفيلي ايران جهت به نتيجه رسيدن اين پرونده قضاي بسيار اهميت داشته است . در حال حاضر نيز بالغ بر هشتصد پرونده جديد در همين مجتمع در شعبه يك موجود است كه بي ترديد نمي توان و به صلاح نيست بدون استفاده از موقعيت نماينده مسيرهاي اداري مطول را طي نمود . تاييد مي فرماييد كه نه وكيل يا وكلاي بيماران قادر به ارايه اين خدمات ضروري به خواهانها هستند نه دستكاه قضايي مي تواند در اين قبيل حوزه ها اثر گذار باشد.

با توضيحات بالا حيف است به اين همكاري سازنده به دليل آنكه برخي مسئولين به وظايف خود در اجراي حكم دادگاه در رابطه با موضوع حق الوكاله عمل نكرده اند با دستور شما پايان داده شود .لازم به ذكر است كانون هموفيلي ايران فقط اصرار بر اجراي قانون دارد . اگر قاضي محترم اجراي احكام بدون ذكر دليل در رابطه با مبلغ حق الوكاله اعلام ابهام نموده اند و به موازات اين اعلام ابهام همان مبلغ بالغ بر 5/1 ميليارد تومان را بدون داشتن ابهام از وزارت بهداشت دريافت نموده اند و قاضي محترم شعبه1060 به عنوان مرجع صدور حكم وتنها مقامي كه مي تواند در اين رابطه اظهار نظر نمايد بدون آنكه ابهام واحد اجراي احكام را سوال نمايد يا خود ايشان راسا اظهار نظر نمايد دستور عدم پرداخت حق الوكاله را صادر مي نمايد و 6ماه بخشي از محكوم به يك حكم قطعي كه به تاييد ديوان عالي كشور هم رسيده در حساب دادگستري مي ماند ، تقاضاي رسيدگي از جنابعالي و نقد اين وقايع آنهم از طرف 974 خواهان كه بالغ بر 125 نفر از آنان داغ عزيزانشان را دارند براي شما چرا چنين دشوار آمده است كه همه بيماران دردمند و آلوده شده وخانواده هاي داغديده را با عدم پاسخ به نماينده آنها عملا به مجتمع دعوت مي فرماييد ؟

به اين ترتيب در شرايطي كه بالغ بر 1300 پرونده جديد در حال ورود به مجتمع قضايي تحت مسئوليت حضرتعالي است وتا كنون بالغ بر750 پرونده به شعبه يك ارجاع گرديده به بيماران توصيه مي فرماييد راسا كار خود را دنبال نمايند ؟ آيا مي توان حق پيگيري مستقيم خواهان را در مراجع قضايي به نام آنكه وكيل دارد سلب نمود ؟ در طي ساليان كذشته نقش نماينده خواهان ها د با توجه به موفعيت قانوني كانون هموفيلي ايران اطلاعي ، حمايتي و آموزشي بوده و بيماران در سايه تلاشهاي كانون اعتماد بسيار زيادي به آن دارند . كانون نيز همواده آماده بوده است به عنوان يك بازوي صاحب انديشه نهايت همكاري را با مسئولين دادگستري به نمايد.

با توجه به اينكه متاسفانه تاكنون در رابطه پرداخت با مبلغ حق الوكاله عليرغم اخذ آن از وزارت بهداشت و درمان تصميم قضائي اتخاذ نگرديده است ، به نظر مي رسد محروم نمودن 974 نفر از بيماران هموفيلي كه در استانهاي مختلف كشور زندگي مي نمايند از داشتن نماينده آنهم فقط به منظور پيگيري واطلاع رساني عملا" مشكلات زيادي را به آنها تحميل مي نمايد كه بعيد مي دانم جنابعالي به آن رضايت داشته باشيد . انصاف نيست در شرايطي كه بخشي از مطالبات بيماران تحت عنوان حق الوكاله در حساب قوه قضائيه نگهداري مي شود ، بجاي پاسخ متكي و منطبق با قانون ، به روند همكاري كانون هموفيلي ايران با دادگستري استان تهران خدشه وارد شود . پاسخ واضح و اعلام تصميم قضايي بر طبق قوانين خواسته كانون به عنوان انجمن حامي بيماران وهر شهروند مسئولي است . شما دستور فرماييد اين پاسخ را با رعايت آيين دادرسي مدني به وكيل خواهان ها ابلاغ نمايند . ما معتقديم اين تصميم اساسا" بر عهده قاضي محترم شعبه 1060 كه معاون جنابعالينيز هستند ، است و با برگزاري جلساتي كه از قرار اطلاع در هيچكدام دعوت كننده قاضي پرونده نبوده دادگاه در موقعيتي قرار بگيرد كه تحت فشار اداري نتواند تصميم لازم را اتخاذ نمايد.

در پايان ضمن ياد آوري آن روز فراموش نشدني كه به عنون نماينده بالغ بر1200 بيمار دردمند به محضر حضرت آيت ا...شاهرودي رسيدم از حضور جنابعالي شبيه همان تقاضا را دارم. ايشان از من سوال فرمودند تقاضاي شما چيست ؟ خمت ايشان كزارش دادم مدت 6ماه از انشاي حكم دادگاه در رابطه با 974 نفر مي گذرد و هنوز ابلاغ نگرديده ؟ ازشما استدعادارم كه قاضي محترم را به اسقلال شجاعت وقاطعيت سفارش به فرماييد . ايشان ضمن آنكه لبخند مي زدند فرمودند : همه اينها در قوانين نوشته شده است . اما با بزرگواري ذيل نامه چنين انشا نمودند : آقاي عليزاده رئيس دادگستري تهران : از قول اينجانب به قاضي دادگاه بگوييد : باشهامت و قاطعيت راي خود را صادر نماييد .

جناب آقاي كرمي

رياست محترم دادگاههاي عمومي و انقلاب تهران

از جنابعالي نيز تقاضا داريم قاضي محترم پرونده هموفيلي را به استقلال ، شجاعت و قاطعيت سفارش فرماييد و با به وجود آوردن فضاي حمايتي لازم امكان اظهار نظر ايشان را درباره موضوع حق الوكاله كه نيمي از آن توسط موكلين به وكيل پرداخت گرديده را فراهم فرماييد . باتوجه به صراحت قوانين ودانش قاضي محترم اين اعلام نظر كار دشواري نخواهد بود . اميد آن داريم از جنابعالي نيز كه سابقه سالها خدمت صادقانه در قوه قضاييه داشته وبه درايت ، حلم ، دانش و عدالت خواهي اشتهار داريد پاسخ شايسته اي خطاب به قاضي محترم دريافت نماييم . حق الوكاله بيماران از تاريخ 11/6/85 طي رسيد شماره 181834 در صندوق سپرده دادگستري در انتظار دستور قضايي است . متاسفانه 5 نفر از خواهانهاي پرونده كه نيمي از اين مبلغ متعلق به آنان است تا كنون فوت نموده اند و پاسخ به آنان به روز رستاخيز موكول گردبده است. پيشاپيش از بذل عنايت حضرت عالي نسبت به امور بيماران دردمند هموفيلي سپاسگزاري مي نماييم .


با احترام
احمد قويدل – نماينده خواهانهاي پرونده هموفيلي

حق الوکاله 1.5 میلیارد تومانی پرونده هموفیلی ها پرداخت نشده است

پس از گذشت 6 ماه ؛

حق الوکاله 5/1 میلیارد تومانی پرونده هموفیلی ها پرداخت نشده است

مدیرعامل کانون هموفیلی ایران گفت: متاسفانه با وجود پرداخت حق الوکاله بیش از 5/1 میلیارد تومانی پرونده هموفیلی ها از سوی وزارت بهداشت ، تا کنون قوه قضائیه نسبت به تحویل آن به بیماران هموفیلی خواهان پرونده ، اقدامی نکرده است.

احمد قویدل در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: این موضوع پس از اعلام ابهام واحد اجرای احکام در مورد مبلغ حق الوکاله با دستور رئیس شعبه 1060 دادگاه عمومی تهران ، پرداخت آن موکول به بررسی های بیشتر شد که البته بالغ بر 6 ماه است که در حساب قوه قضائیه بدون ارائه توضیحی ، نگهداری می شود.

وی با بیان اینکه خواهان های پرونده از طریق دریافت بخشی اساسی مبلغ ضرر و زیان و خسارت بیماران و حق الوکاله ، نیمی از حق الوکاله خود را به وکیل پرداخت کرده اند، گفت: با وجود اینکه کانون هموفیلی ایران، سمتی در پرونده ندارد اما با توجه به تعداد زیاد شاکیان و عدم امکان مراجعه مکرر بیماران دچار صدمات جسمی و روحی زیاد ، تا کنون مسائل آنان را در قوه قضائیه به دقت دنبال کرده و معتقد است موضوع پرداخت حق الوکاله از روند قضائی خود خارج شده و به دستورات اداری منجر شده به گونه ای که استقلال قاضی را در اظهار نظر زیر سئوال برده است.

قویدل گفت: کانون هموفیلی ایران و وکیل بیماران، هرکدام به سهم خود این مشکلات را به بالاترین مقامات قضائی و واحدهای بازرسی منعکس کرده اند و تا کنون نیز 3 تجمع آرام در محل مجتمع شهید بهشتی در مقابل دفتر ریاست مجتمع شعبه مربوطه برگزار شده که در آخرین تجمع رئیس این مجتمع دستور رسیدگی عاجل را صادر کرد.

وی با بیان اینکه رئیس قوه قضائیه نیز در 15 فروردین امسال ، رسیدگی به این موضوع را به مقامات قضائی مرتبط و رئیس دادگستری استان تهران تکلیف کرده است ، گفت: مبلغ حق الوکاله بر اساس دادخواست ارائه شده از سوی وکیل توسط محکومان پرونده حقوقی باید پرداخت شود که این کار صورت گرفته است ، بنابراین نباید از خسارت بیماران پرداخت شود.

مدیرعامل کانون هموفیلی ایران گفت: اگرچه ابهام واحد اجرای احکام تا کنون به صورت رسمی اعلام نشده اما با توجه جلسات اداری برگزار شده خارج از مقررات قضائی و بدون توجه به اختیارات تام قاضی پرونده ، ایراداتی به نحوه باطل کردن تمبر دادگستری به وکیل مطرح شد که با توجه به اینکه در کنار رسیدگی پرونده و طرح ایرادات از طرف خواندگان پرونده ، عین این ابهامات مطرح و توسط قاضی وقت پرونده رد شده بود ، این ابهامات نمی تواند ملاک محرومیت خواهان های پرونده از دریافت حق الوکاله شود.

امانت داری و اخلاق مداری
استفاده از اين خبر فقط با ذکر منبع " خبرگزاری مهر " مجاز می باشد.

متن فارسی پیام فدراسیون جهانی هموفیلی به مناسبت روز جهانی هموفیلی

باتشكر صميمانه از سركار خانم روانبد مسئول روابط بين الملل كانون هموفيلي ايران كه زحمت ترجمه پيام فدراسيون جهاني هموفيلي را به مناسبت روز جهاني هموفيلي كشيده اند متن فارسي اين پيام را به اطلاع علاقه مندان ميرسانم :

زندگي بهتر براي بيماران هموفيلي

هر سال تمام كشورها در سراسر دنيا روز 17 آوريل ، 28 فروردين در بزرگداشت روز جهاني هموفيلي به فدراسيون جهاني مي پيوندند.هدف از برگزاري اين روز ارتقاء سطح آگاهي عمومي درباره هموفيلي و لزوم بهبود شرايط درماني براي افراد هموفيل است. شعار امسال براي روز جهاني هموفيلي " زندگي بهتر براي بيماران هموفيل " است.

شعار امسال از ديدگاه كلي فدراسيون جهاني هموفيلي مبني بر " درمان براي همه بيماران " منشاء گرفته است. اين ديدگاه جهاني توجه همگان را به سمت تشخيص صحيح ، مراقبت مناسب و ساماندهي تيم درماني براي بيماران با اختلالات ارثي خونريزي دهنده جلب مي كند.

امسال " زندگي بهتر براي بيماران هموفيل " يكي از مسائل كليدي در درمان جامع هموفيلي را هدف قرار داده است : فيزيوتراپي و بازتواني . فعاليت بدني و نرمش براي ساختن استخوان هاي سالم و تقويت عضلات مهم است و مي تواند از خونريزي ها و آسيب هاي مفصلي جلوگيري كند. فيزيوتراپ ها از افراد مهم در تيم مراقبتي از بيماران هموفيلي اند.

ما همة اعضاء جهاني فدراسيون هموفيلي را دعوت مي كنيم تا در بزرگداشت اين روز شركت كنند. در روز 17 آوريل به جامعه جهاني هموفيلي بپيونديد تا مفهوم درمان جامع را برجسته تر كنيم و تفاوت بارزي كه ورزش در كيفيت زندگي افراد هموفيل دارد را به اطلاع همگان برسانيم. وزراي بهداشت ، رسانه ها و عموم مردم هدف اين campaign اند

"زندگي بهتر براي بيماران هموفيلي " بخصوص براي كشورهاي در حال توسعه كه از لحاظ دسترسي به درمان و مراقبت مناسب در مضيقه اند معناي خاصي دارد. حتي در كشورهاي توسعه يافته نيز فيزيوتراپي و بازتواني جايگاه خاصي دارد ويكي از اركان درمان محسوب مي شود.

روز جهاني هموفيلي ابزار مؤثري در ارتقاء آگاهي و جذب كمك هاي مردمي است. همچنين دفاع از حقوق بيماران در توجيه دولت ها براي تخصيص منابع كافي براي درمان هموفيلي اهميت ويژه اي دارد.

Campaign " زندگي بهتر براي بيماران هموفيل" بخشي از تلاش فدراسيون جهاني هموفيلي براي تأمين و ساماندهي مراقبت و درمان هموفيلي است.

براي شما آرزوي موفقيت داريم.

مارك اسكينر ميكلوس فيلوپ

رئيس فدراسيون جهاني هموفيل مدير عامل فدراسيون جهاني هموفيلي

به مناسبت روز جهانی بهداشت 7 آوریل برابر با 18 اردیبهشت

با سرمايه گذاري در بخش سلامت ، آينده ايمن تري را بسازيم.

Invest in health, build a safer futher

مقدمه :

ما همه ساله در سال روز تاسيس سازمان بهداشت جهاني روز جهاني بهداشت را با استقبال از رهنمود هاي اين سازمان برگزار نموده اما فراموش مي نماييم در رابطه با مواردي كه سال گذشته اجراي آنها را در دستور كار قرار داده ايم به مردم گزارش دهيم . در اين مقدمه بخشي از پيام سال گذشته دبير كل سازمان بهداشت جهاني را بااين اميد كه مسئولين وزارت بهداشت گزارش لازم را در اين رابطه منتشر نمايند ، يادآوري ميكنم.

(بدون داشتن نيروي قوي و ماهر در بخش سلامت، پيشرفت در زمينه سلامت، براي مردم نيازمند به آن خدمات، مفيد نخواهد بود. روشهاي مؤثر پيشگيري و درمان بيماري نياز به ارزيابي، ارائه خدمت و كنترل و پايش آن توسط نيروهاي بخش سلامت دارد. ظرفيت و توانايي مقابله با تهديد آنفلوآنزاي همه‌گير انساني، تلاش‌هاي جهان براي رسيدن به اهداف توسعه هزاره و تمام تلاش‌هاي ما جهت مشخص كردن بيماري‌هاي شايع و ارجح، در اثر كمبود نيروي كار در بخش سلامت، مورد تهديد قرار گرفته است، اين كمبود، تنها شامل كارشناسان سلامت نبوده و مربيان، اساتيد، مديران و نيروي پشتيبان را نيز شامل مي‌گردد.

من از شما دعوت مي‌كنم تا به سازمان بهداشت جهاني بپيونديد و اين مشكل مزمن را به گوش جهانيان برسانيد و اين اطمينان را در مردم ايجاد كنيد كه كاركنان بخش سلامت هر جا و هر زمان كه نياز باشد با اطلاعات و مهارت صحيح و كافي آماده خدمت رساني به مردم در بالاترين سطح ممكن در هر نقطه از جهان مي‌باشند. )

LEE Jong-wook

دبير كل سازمان بهداشت جهاني­ - 2006

امنيت بين المللي در بخش سلامت ضرورتي انكار ناپذير :

ما امروز در شرايطي زندگي مي كنيم كه هيچ كشوري نمي تواند سلامتي يا بيماري را در مرزهاي جغرافيايي خود مسدود كند.تأمين امنيت بين المللي در حوزه سلامت كاري دشوار و سخت است كه در سايه همكاري دولت ها و ملت ها ميسر مي گردد. بيماري هايي مانند ايدز ، سارس ، آنفولانزاي مرغي و مشكلاتي مثل آلودگي هوا مرزهاي جغرافيايي را نمي شناسند. يادآوري اظهار نظر دبير كل سابق سازمان ملل متحد در رابطه با ايدز كه گفته بود : « هيچ كجاي دنيا امن نيست » قابل تعميم به بسياري از بيماري ها و چالش هايي است كه به موازات توسعه ، خود را به بشريت تحميل مي نمايند.نقش دولت در تأمين اين امنيت بسيار مهم و تقريبا كليدي است . امنيت مردم از جمله مسئوليت هاي اصلي دولت ها است كه متأسفانه در موارد قابل توجه نابخردانه با فراموشي كردن حقوق مردم به تأمين امنيت دولت ها تنزل مي يابد.

اين در حالي است كه تأمين سلامت مردم در پيشرفته ترين كشورها و در اكثر كشورهاي در حال توسعه حداقل در نوشته قوانين اساسي و از حوزه هاي مهم حاكميتي و غير قابل واگذاري به ديگر بخش هاي جامعه است . ترديدي وجود ندارد كه تهيدستان زندگي كوتاه تري نسبت به اغنيا دارند و اغلب بيمار مي شوند . در عين حال مراقبتهاي پزشكي مي تواند باعث طول عمر يا بهبودي از يك بيماري شود ولي آن چيزي كه براي بهداشت جمعيت مهم است شرايط اجتماعي و اقتصادي است كه باعث مي شود مردم بيمار شوندو يا نياز به مراقبت پزشكي داشته باشند . اگر سياستمداران اين حقايق را در نظر نگيرند ، از اساسي ترين استانداردهاي تعيين كننده سلامتي در جوامع مدرن و در حال توسعه غفلت نموده و از تأمين عدالت اجتماعي دور مي شوند . عدالت اجتماعي و سلامت جامعه رابطه اي ناگسستني با يكديگر دارند. انسانها از بدو تولد در مسير زندگي خود تغييرات مادي و معنوي بسياري را در پيش رو دارند ، دوران كودكي ، تحصيلات دبستاني و دبيرستاني و دانشگاهي ، اشتغال ، تشكيل خانواده ، تغيير شغل ، بازنشستگي ، حوادث حين كار كه هر كدام مي تواند مسير زندگي آنها را تغيير دهد.

آينده را از حال مي توان ساخت . كودكي كه سلامت مادرش در دوران بارداري تأمين باشد مي تواند سالم به دنيا بيايد و در خانه اي كه تأمين اقتصادي داشته باشد مي تواند بزرگ و عضو سالم و مفيدي براي جامعه باشد.

انزواي اجتماعي ، بي خانماني ، فقر ، بيكاري ، تبعيض ،بدنامي و نژادپرستي فرايندهايي هستند كه مردم را از شركت در يادگيري و آموزش و دسترسي به خدمات و فعاليت هاي شهروندي باز مي دارد.

ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه فقط پديده استرس به تنهايي مي تواند بنيان هاي تأمين سلامت را سست كند . شرايط استرس زا مردم را نگران ، مضطرب و ناسازگار مي كند و حتي منجر به مرگ زودرس آنها مي شود. در چنين شرايطي حتي اغنيا و ثروتمندان نيز ايمن نيستند.

ما در شرايطي زندگي مي نماييم كه ترديدي در سرمايه گذاري در بخش سلامت نبايد نمود . صرفه جويي در اين بخش معني ندارد. مصرف بهينه منابع وظيفه دولت هاست . سرمايه گذاري بيشتر تأمين امنيت بيشتر شهروندان به عنوان بزرگ ترين وظيفه دولت به ارمغان مي آورد . آينده بهتر را امروز مي توان ساخت . . در عين حال تأمين مشاركت ديگر نيروهاي تأثير گزار بر سلامت مردم نيز وظيفه ديگري است كه در سايه واقعيت هاي بزرگ و غير قابل انكار در دستور كار دولت هاي جهان قرار گرفته است. ايجاداين هماهنگي كار بزرگي است كه بالغ بر يك دهه است كه در جهان آغاز شده و باتوجه به دستاوردهاي بزرگ اين نوع زمامداري شايسته ، رغبت دولت ها براي تأمين اين مشاركت بيشتر شده است . همه نيروهاي تاثير گذار بر سلامت در برابر آينده مسئوليت دارند و آينده بهتر را از امروز مي توان ساخت .

سازمان بهداشت جهاني باتوجه به اطلاعات گسترده ارسالي به اين سازمان و توانايي تحليل اطلاعات مذكور بر پايه به كارگيري خرد جمعي دولت ها انعكاسي از يك عزم جهاني براي تأمين بين المللي امنيت در حوزه سلامت است. اين سازمان به نقطه اي از توانايي رسيده است كه بتواند پيش بيني هاي قابل قبولي از وضعيت سلامت در 25 سال آينده در جهان ترسيم نموده و رهنمودهاي مهمي را به دولت هاي جهان ارائه كند.

بسياري از دولتها و همچنين سازمان بهداشت جهاني به خوبي دريافته اند كه عواملي چون منزلت اجتماعي ، ميزان سواد ، نوع شغل ، داشتن مسكن ، ارتقاء فرهنگي و ... تأثير بسيار مهمي در تأمين سلامت اشخاص دارند. اين سازمان در سال 2005 اقدام به تأسيس كميسيون جهاني عوامل مؤثر بر سلامت با هدف آشكار نمودن نقش عوامل مؤثر بر سلامت و يا ايجاد بيماري در گروه هاي جمعيتي دارند نموده و توجه دولت ها به انجام اقدامان اساسي در اين رابطه جلب نمود . اين سازمان كه ذاتا" محل مشاوره و همكاري دولت هاست ، با ايجاد اين كميسيون امكان مداخله در سياستگزاري هايي كه موجب ارتقاء سلامت جامعه و كاهش نابرابري و در نهايت تأمين سلامت مردم براي ديگر عوامل از جمله بخش خصوصي و جامعه مدني و دانشگاه ها فراهم آورد.

توصيه به تشكيل كميسيون ملي عوامل مؤثر بر سلامت كه تركيبي از نمايندگان دولتي ها ، سازمان هاي غير دولتي و دانشگاه ها و بخش خصوصي را در خود دارد و تشويق اين كميسيون تا حد تحميل برنامه به تكنوكرات ها و سياست گزاران ، انعكاسي از درك حقايق موجود جهان در حوزه سلامت توسط اين سازمان است.

بر اساس پيش بيني هاي سازمان بهداشت جهاني در سال گذشته شايع ترين علت مرگ و مير در جهان در سال 2030 بيماري هاي قلب و عروق خواهد بود. سكته مغزي دومين علت شايع مرگ و مير در جهان و رتبه سوم كه مربوط به ذات الريه بوده جاي خود را به ايدز خواهد داد. البته مرگ به علت انواع سرطان ها در مجموع رتبه دوم مرگ و مير را در جهان داشته ودر سال 2030 نيز خواهد داشت . روند مرگ از طريق بيماري هاي عفوني كاهش مي يابد.

طبق پيش بيني ها متوسط طول عمر همة مردم جهان افزايش يافته و بدون استثناء در جهان متوسط طول عمر زنان در 25 سال آينده باز هم بيشتر از مردان است و ركوردار اين حوزه زنان ژاپني با 5/88 سال عمر خواهند بود. ايدز قاتل غير انساني سوم جهان خواهد بود كه جان 117 ميليون نفر را تهديد مي كند ، اگر مبارزه به همين شكل ادامه پيدا كند به 89 ميليون كاهش مي يابد.

فدراسيون جهاني هموفيلي نيز در راستاي اهداف سازمان بهداشت جهاني عنوان ( زندگي بهتر براي بيماران هموفيل ) را بر اساس ديدگاه استراتژيك خود يعني درمان براي همه بيماران را براي سال 2007 برگزيده است . اين فدراسيون در پيام خود به مناسبت 17 آوريل برابر با 28 فروردين ، روز جهاني هموفيلي به انجمن هاي عضو وديگر حاميان بيماران هموفيلي توصيه نموده است كه در راستاي دفاع از حقوق بيماران دولتها را براي اختصاص منابع و بودجه كافي براي درمان بيماران هموفيلي متقاعد نمايند .به عبارت ديگر تشويق دولتها به سرمايه گذاري به منظور بهبود كيفيت زندگي بيماران هموفيلي اقدامي همسو با درخواست سازمان بهداشت جهاني از دولتهاي عضو خود از جمله ميهن عزيزمان جمهوري اسلامي ايران است .

محورهای پیشنهادی در تعیین استراتژی، پیشگیری و درمان هپاتیت

مقدمه :

بعد از انتشار مطالبي كه تحت عنوان چالش فراروي وزارت بهداشت در رابطه با تدوين استراتژي درمان و پيشگيري هپاتيت c تنظيم شده بود توانستم از نظرات ارزشمند پزشكان و كارشناساني كه مطلب را مطالعه نموده بودند بهره مند گرديده و محورهاي مطرح پشنهادي در رابطه با استراتژي كشوري هپاتيت cرا اصلاح نمايم . اميدوارم با همفكري دوباره و اصلاحات لازم در سايه به كارگيري خرد جمعي به متن دقيقي دست يابيم . ترديدي وجود ندارد كه نظر معاونت سلامت وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكي در اين رابطه از اهميت بسيار بالايي بر خوردار است . فقط اظهار اميدواري مي نمايم كه نظر معاونت محترم به صورت مكتوب انتشار و با صدور بخش نامه ساماندهي لازم در سراسركشور محقق گردد .

1- از آلوده شدن افراد جامعه به ویروس هپاتیت c جلوگیری نماييم.

2- مبتلایان به این بیماری را از حمایت سازمانهای بیمه گر برخوردار نماییم .

3- تردیدی در شروع درمان آلوده شدگان ننماییم .حتی اگر موفق به پاک کردن بدن مبتلایان از ویروس نشویم باز هم به نفع بیمار وحفظ سرمايه هاي انساني و اقتصادي كشور اقدام کرده ایم.

4- در برنامه ريزي پيشگيري و درمان مشاركت كليه نيروهاي تاثير گذار بر سلامت شامل دولت – بخش خصوصي – سازمانهاي غير دولتي و دانشگاه ها را تامين نماييم .

5- درد و رنج وآلامی که به مبتلايان تحمیل شده و می شود را با حمایت های رفاهی واجتماعی کاهش دهیم.

6- همکاری جمعی کارشناسان حوزه های مختلف پیشگیری , درمان , مددکاری , روانشناسی ,روانپزشکی و مشاوره را با رویکرد بیمار محور تامین نماییم .

7- آزمايش هاي ادواري كه در هر دوره درماني ضرورت دارد مشخص و انجام آنرا حداقل ازطريق دو مركز آزمايشگاهي معتبر پي گيري نماييم .

8- با توجه به تفاوت پروتکل درمانی انواع ژنوتایپ ویروس هپاتیت c و هزینه های بسیار متفاوت آن قبل از آغاز درمان می بایست ژنو تایپ ویروسی و مقدار ويروس هر بيمار را تعیین و در رابطه با نوع درمان تصميم گيري نماييم .

9- مواردشكست دوره درماني را با همکاری دیگر اعضای گروه های مسئول درمان از جمله روانشناس و مددکار مدیریت نموده وشرایط را برای اقدام درمانی بعدی مهیا نماییم .

10- باتوجه به طول مدت درمان -6 ماهه ویکساله – تامین داروهای مورد نیاز بیماران را تضمین نماییم .

11- با توجه به نیاز روحی , روانی بیماران ، مشارکت آنان ودرموارد ضروری و ممکن خانواده وی در کلیه مراحل درمان هم ردیف پرستار تامین نماييم .

12- امکان ارتباط از راه دور بیمار و خانواده وی به صورت روزانه باپزشک مسئول پیگیری ، پرستار و مددکار راتامین نماييم.

13- روش های نظارت بر نتایج اجتماعی واقتصادی طرح های پیشگیری و برنامه های درمانی را با استفاده از گلوگاه هاي مختلف به خصوص موعد هاي تحويل دارو پیش بینی نماييم.

14- جایگاه وارتباط برنامه پیشگیری و درمان بیماری هپاتیت c را دردیگر برنامه های ملی سلامت کشور از جمله برنامه مشاوره هاي قبل از ازدواج ، بهداشت باروری ، پزشك خانواده ، كلينيكهاي مثلثي ، خانه هاي بهداشت و ... تعیین کنیم .

15- مختصات حمایت و مدیریت بیماران و خانواده های افرادی که بیماری آنها به مرحله سیروز کبدی منتهی می شود به خصوص در مواردی که بیمار نان آور خانواده محسوب می شودرا تعیین کنیم .

16- درمان مبتلاياني كه با دستور قضايي و حكم دادگاه درمان آنها به دولت تكليف شده است را در راستاي احترام به قانون حتما آغاز و درمان مبتلاياني كه در چارچوب مسئوليت مدني دولت اقدام به طرح شكايت قضايي نموده اند فارغ از نتيجه شكايت و مراحل دادرسي شروع نماييم .

17- امكان ثبت كليه مراحل درماني و آزمايشگاهي را به صورت سيستماتيك و مديريت شده درپرونده پزشكي بيماران فراهم نماييم .

18- ضمن رعايت اخلاق پزشكي و حفظ اسرار بيماران امكان دسترسي پزشكان و كارشناسان درگير با طرح را به نتايج وچالشهاي درمان هپاتيت c فراهم نماييم .

19- اطلاع رساني مؤثر در رابطه با پيشگيري ودرمان را با لحاظ نمودن شاخص هاي آگاهي جامعه هدف در دستور كار قرار دهيم .

20- بانك اطلاعات جامع كشوري مبتلايان به هپاتيت c را رسما تاسيس وانتقال اطلاعات بيماران را از سراسر كشور به اين مركزمديريت نماييم .

چالش فرا روی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تدوین استراتژی درمان بیماران مبتلا به هپاتیت C

بيماري هپاتيت C بيماري مزمن و پيش رونده اي كه كبد انسان را هدف قرار داده و در صورتيكه مراحل درماني متناسب در رابطه با آن انجام نشود،در مرحله اول موجب بوجود آمدن فيبروز در كبد مي گردد و در صورت عدم توجه و پیگیری درمان به سيروز كبدي منجر مي شود.متأسفانه نتيجه در هر دو حالت علاوه بر بوجود آوردن مشكلات حادي كه براي مبتلا به عنوان يك نيروي انساني در جامعه بوجود آورده و نقش اجتماعي وي در عرصه هاي مختلف كار، توليد، تحصيل به مخاطره مي افكند هزينه هاي سنگيني را نيز به سازمانهاي بيمه گر و دولت تحميل مي نمايد.هر نوع تأخير در درمان اين بيماران موجب پيچيده تر شدن روند درمان و افزايش هزينه هاي درماني مي شود. اين امر در صورتيكه فردي از بيماري خود مطلع نباشد و مديريت خاصي در هدايت بيماران به مراكز درماني وجود نداشته باشد، شايد قابل چشم پوشي باشد، ولي در شرايطي كه انجمن هاي حمايت كننده از بيماران مصرف كننده خون و فرآورده هاي خوني بيماران را در رابطه با اين نوع آلودگي ها به مراكز درمانی هدايت مي كنند ، عدم توجه جدي به ضرورت درمان اين بيماران و بوجود آوردن امكان استفاده از داروهاي مؤثر براي آنان خطاي نابخشودني است.

مي بايست توجه داشت اولين تجربه آشنايي مردم و بيماران بااينمشكل،تجربه ای تلخ بوده است . اين بيماري به عنوان يك بيماري لاعلاج و معادل با بيماري ايدزبه همگان معرفی شده بود.

اين بيماري هرچه مزمن تر مي گردد. از كارايي، افراد در حوزه توليد بشدت كاهش مي دهد .در حال حاضر بيماري مزمن هپاتيت در كميسيون هاي از كارافتادگي ملاك پذيرش از كارافتادگي مي باشد. عاقلانه به نظر نمي رسد و در حاليكه هزينه پيوند كبد بالغ بر 40 ميليون تومان است، حمايت هاي بيمه اي از داروهاي مورد نياز بيماران دريغ گردد. اين در حالي است كه عمل پيوند بسيار سخت و مشكل و پر خطر است.این نوع عمل پس از كانديدا شدن 3 نفر براي پيوند و در نهايت با انتخاب يك نفر انجام می شود . همین مراحل اولیه علاوه بر تحميل هزينه های قابل توجه به بيماران اضطراب و استرس بسيار زيادي نيز براي آنان بدنبال دارد.شانس درمان کامل بیماران آلوده به هپاتیت c بر اساس آخرین دستاوردهای علمی بالغ بر60% است

افق موضوع :

در جهان بالغ بر ۱۷۰ میلیون نفر مبتلا به هپاتیت c می باشند و سالیانه باغ بر ۴ میلیون نفر به آلوده شدگان افزوده می شود .

آمار تخمینی مبتلایان به هپاتیت c درایران از طرف برخی از متخصصین و مقامات بهداشتی حدود ۴۰۰۰۰۰ نفر ارزیابی می گردد . آقاي دكتر علويان، رئيس مركز هپاتيت و فوق تخصص كبد وگوارش، طي مصاحبه اي با خبرگزاري ايسنا آمار مبتلايان به هپاتيت C را درتاريخ ۱۸/۱۱ ۱۳۸۳بين ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار نفر ارزيابي نموده است . البته با توجه به اينكه آزمايش هپاتيت C از سال ۱۳۷۶ در كشور رايج گرديده است، هنوز مراكز درماني و آزمايشگاهي به آمارهاي دقيقي دست نيافته اند. بر اساس آمار ارائه شده از طرف آقاي دكتر ملكزاده و خانم دكتر حوريه رضوان در سال ۱۳۷۸ ميزان آلودگي بيماران هموفيلي بالغ بر ۷۰% جمعيت بيش از شش هزار و پانصد نفري آنها، بيماران تلاسمي بالغ بر ۴۵%جمعيت بيشتر از بيست هزار نفري آنها و در بيماران دياليزي ۳۰% جمعيت بالغ بر هفت هزار نفري آنها، آلوده به ويروس هپاتيت C مي باشند . دکتر علویان در مقام معاون سلامت در سال 1385 درصد آلودگی بیماران هموفیلی را بدون ذکر منبع تحقیق ۶۰% اعلام نموده است. براساس تحقیقی که کانون هموفیلی ایران با استناد به اطلاعات مرکز درمان جامع هموفیلی با در نظر گرفتن اطلاعات ۱۹۹۵ بیمار هموفیلی انجام داده است دیگر تردیدی وجود ندارد که آمار آلودگی هپاتیت C بیماران هموفیلی در سال ۱۳۷۶ بالغ بر ۷۰% جمعیت هموفیلی را شامل می گردیده است . از سال ۱۳۷۵ با مطرح شدن مشکل عدم ویروس زدایی محصولات پالایشگاه خون وتوصیه کانون هموفیلی ایران مبنی بر مصرف نکردن آن توسط بیماران و آغاز توجه به این بیماری موارد آلودگی متولدین سالهای ۱۳۷۶ به بعد به شدت کاهش یافته است . در جمعیت مورد مطالعه مرکز درمان جامع هموفیلی تعداد 2 فرد آلوده به ویروس هپاتیت C در ۳۰۱ نفر بیماران هموفیلی یک الی ده ساله مشاهده گردیده که از جمله مصرف کنندگان فرآورده های خونی بوده اند که از یک واحد خونی تهیه می شوند .

متأسفانه نمي توانيم آمار دقيقي از مبتلايان به هپاتيت C كه در انجمن كبدي ايران پرونده دارند، ارائه نماييم. انجمن مذكور تعداد پرونده هاي موجود در اين انجمن را ده هزار پرونده ( هپاتیت c و هپاتیت b ) اعلام كرده است كه تعداد مبتلايان به هپاتيت C ٪۳۰ آمار مذکور است .

عوارض اجتماعي آلودگي به ويروس هپاتيت C :

بيماران آلوده به ويروس هپاتيت C يك احساس نامطبوعي از يك ''ترس نامعين'' و بدون موضوع درماندگي و در نهايت وحشت از مرگ دارند كه معمولاً با تظاهرات دستگاه عصبي مشابه آنچه در هيجان ها وجود دارد همراه است. تصوير شخصيت مضطرب آلوده شدگان، سيماي فرد نگراني را مي دهد كه نسبت به هر موضوع پيچيده اجتماعي حساس و فعاليت هاي خود را از پيش با شكست مواجه مي بيند. ابهام در سرنوشت زندگي عملاً كفايت و هويت شخصي فرد را در معرض تهديد قرار مي دهد.

اين بيماري در تعامل اجتماعي با ديگر افراد جامعه و حتي خانواده مانع گرديد و هر جا كه اخلاقاً يا شرعاً مجبور به اعلام وضعيت خود به ديگران مي گردند با گونه اي جديد از اضطراب و هيجانات روحي ويرانگر روبرو مي شود. اين اضطراب مانند يك بيماري مسري نهاد خانواده را نيز تحت تأثير قرار داده و مي تواند در فقدان شرايط صميمانه و محبت آميز و بوجود آمدن رفتار خصومت آميز توأم با بي مهري و عناد با خانواده و در نهايت جامعه نقش اساسي و مهمي ايفا نمايد. اگر آمار مبتلايان را در متوسط خانوار كشور يعني 4 نفر ضرب نماييم. نزديك به يك ميليون و پانصدهزار نفر در معرض مستقيم اين نوع فشارهاي روحی ،روانی و اجتماعی قرار دارند. توجه به اين امر كه در شرايطي كه سرپرست خانوار به اين بيماري مبتلاست ،عملاً نه تنها نمي تواند نقش خود در عرصه شغلي اعم از خدماتي و توليدي ايفا نمايد قادر به اداره امور اقتصادي خانواده خود نيست و در صورت فوت ، همسر و فرزندان بي سرپرست وي هزينه هاي به مراتب سنگين تري را به جامعه تحميل مي نمايند.با اندکی تفکرمي توانيم ارزيابي عيني تر از مشكلات ناشي از عدم توجه به امور درمان اين قبيل بيماران پيدا نماييم.

دراین بیماران غمگيني، بدبيني، احساس شكست، نارضايتي در برخوردهای اجتماعی، نارضايتي از ديگران، نارضايتي از دولت، روحيه انتقام جويي، گرايش به خودكشي، تحريك پذيري، كناره گيري از جامعه، ترديد در اخذ تصميم، بي انگيزگي در تحصيل و كار و فعاليت هاي اجتماعي، بي خوابي، خستگي پذيري، اشتغال هاي مبهم ذهني با شدت و ضعف هاي مختلف خو را نمودار مي نمايد. اين بيماران در صورتيكه رسيدگي اصولي به وضعيت درمان آنها نشود. از عمر طبيعي برخوردار نمي شوند و طي دوران زندگي نيز قادر به انجام وظايف اجتماعي خود در عرصه هاي مختلف نمي باشند.

با توضيحات بالا اگر دارويي بر اساس نظر پزشكان براي درمان ضروري تشخيص داده شود اما بيمار به علل مالي نتواند به آن دسترسي پيدا كند عوارض بالا شدت پيدا كرده و گذشته آنكه سلامت فرددر خطر جدي است، بروز اجتماعي عوارض بر شمرده، آسيب هاي مهمي را به اجتماع وارد مي آورد.

اهميت ارتباط دائمي با آزمايشگاه و كنترل چگونگي درمان:

واقعيت تلخي كه در سيستم درماني كشور ما وجود دارد، عملاً ارتباط ديناميكي بين آزمايشگاه و پزشك برقرار نيست و درمان بصورت كور، بخصوص در شرايطي كه دارو سهل الوصول است از جانب پزشكان انجام مي پذيرد. البته در موارد قابل توجه هم بعلت عدم وجود امكانات آزمايشگاهي پزشكان مجبور به پيشبرد درمان متكي به تجربيات باليني مي گردند. خوشبختانه در شرايط كنوني در رابطه با درمان براي هپاتيت Cامكانات قابل توجه آزمايشگاهي در كشور در دسترس وجود دارد. توجه سازمان هاي بيمه گر در تقبل هزينه هاي دارويي متكي به انجام آزمايشهاي ضروري از جمله“PCR”، ژنوتايپ و ''ويروس لود'' در آغاز و مراحل مختلف درمان از اهميت بسزايي برخوردار است كه سازمان هاي بيمه گر مي توانند تقبل هزينه هاي متكي به نتايج اين آزمايشها بنمايند و صرفاً به آزمايش PCR اوليه براي تقبل هزينه تكيه ننمايند. اين امر مي تواند صرفه جويي بزرگي را در منابع دارويي تحت پوشش بيمه بوجود آورد. براي مثال، كنترل چگونگي اثرات درمان، پس از 12 هفته استفاده از پگليت اينترفرون براي برنامه ريزي چگونگي تداوم درمان در جاي خود اهميت ويژه اي را دارد. توجه به این امر مهم در تدوین وابلاغ پروتکل درمانی توسط وزارت بهداشت از اهمیت فوق العاده برخوردار است. بدیهی است کنترل کیفی آزمایشگاه ها واطمینان از پاسخ های اعلام شده توسط این مراکز از اهمیّت فوق العاده ای برخوردار است.گذشته از آنکه معمولا حداقل نتیجه کار دو آزمایشگاه ضرورت دارد مورد توجه قرار گیرد ، عاقلانه است حداقل یکی از دومرکز آزمایشگاهی که جهت ارجاع آزمایش انتخاب می شوند از جمله مراکزی باشند که به وسیله موسسات نظارتی کنترل می شوند .

هپاتیت c قابل درمان است :

حقیقت آنست که این بیماری قابل درمان است .بالغ بر۶۰% بیماران قطعا درمان خواهند شد . در شروع درمان بیماران ، پس از اطمینان از آلودگی آنان دیگر نمی بایست تردید کرد . حتی بیمارانی که درمان قطعی نمی شوند ، از این اقدام نفع می برند . هر لحظه ای که این اقدام را به تاخیر بیاندازیم فقط شرایط را بحرانی تر نموده ایم . شرایط بحرانی یعنی نزدیک شدن بیماران به سیروز کبدی ، از کار افتادن کبد ویا سرطان کبد ،به عبارتی مشکلات بزرگتر وهزینه های گرانتر ،در چنین وضعیتی شکم و اندام های تحتانی بیمار اصطلاحا آب می آورد.به سادگی عفونی می شود . تنفس مشکل می شود . کبد قادر به فیلتر کردن مواد سمی جریان خون نیست . خونریزی ها کنترل نمی شود . بیمار دچار مشکلات روانی متعدد می شود . ونهایتا دریک پروسه رنج آور با یک کما کبدی جان خود را از دست می دهد. شروع به درمان بیماران بر اساس پروتکل های درمانی استاندارد یک ضرورت انکار ناپذیر است که همه از آن نفع می برند . تعیین استراتژی دولت در رابطه با درمان وپیشگیری از ابتلای افراد جدید به این بیماری از اهمیت خاصی برخوردار است . این استراتژی می تواند در درجه اول امر پیشگیری از ابتلای افراد جامعه را به این بیماری در دستور کار کلیه عوامل تاثیر گذار بر سلامت جامعه قرار دهد ودر رابطه با آلوده شدگان این اطمینان را در جامعه تولید نماید که :

به ازای تامین هر مبلغی برای هزینه درمان از اتلاف منابع مالی تا 5 برابر جلوگیری می شود .

بیماران به عنوان بخشی از منابع انسانی کشور از خطر مرگ زود هنگام ویا در غلتیدن به مراحل حاد بیماری های کبدی رهایی می یابند .

اثر بخشی اقذامات برنامه ریزی شده وتوام با مطالعه امیدواری های اجتماعی مبتلایان را افزایش داده و از هدر رفتن منابع ملی جلوگیری می کند .

محورهای پیشنهادی در تعیین استراتژی، پیشگیری و درمان هپاتیت C :

1- از آلوده شدن افراد جامعه به ویروس هپاتیت C جلوگیری کنیم .

2- مبتلایان به این بیماری را از حمایت سازمانهای بیمه گر برخوردار نماییم .

3- تردیدی در شروع درمان آلوده شدگان ننماییم . هر نتیجه ای از درمان بگیریم به نفع بیمارودر راستای حفظ منافع ملی کشور است .

4- ویروس را از بدن آلوده شدگان پاک نماییم .

5- درد و رنج وآلامی که به آلوده شدگان تحمیل شده ، با حمایت های رفاهی واجتماعی کاهش دهیم .

6- همکاری جمعی کارشناسان حوزه های مختلف پیشگیری , درمان , مددکاری , روانشناسی , مشاوره را با رویکرد بیمار محور تامین نماییم .

7- ارتباط دایمی مرکز درمانی را بامراکز آزمایشگاهی تامین نماییم.

8- با توجه به تفاوت پروتکل درمانی انواع ژنوتایپ ویروس هپاتیت C و هزینه های بسیار متفاوت آن قبل از آغاز درمان می بایست نوع ژنو تایپ ویروسی بیماران را تعیین کنیم .

9- شکست در درمان را با همکاری دیگر اعضای گروه مسئول درمان از جمله روانشناس ومددکار مدیریت نموده وشرایط را برای اقدام درمانی بعدی مهیا نماییم

10- باتوجه به طول مدت درمان -6 ماهه ویکساله – تامین داروهای مورد نیاز بیماران را تضمین نماییم .

11- مشارکت بیماران ودرموارد ضروری و ممکن خانواده وی در کلیه مراحل درمان هم سنگ پرستار برنامه ریزی گردد . بیماران نیاز روحی , روانی واجرایی به این مشارکت دارند .

12- امکان ارتباط از راه دور بیمار و خانواده وی به صورت روزانه باپزشک مسئول پیگیری وپرستار و مددکار تامین شود .

13- روش های نظارت بر نتایج اجتماعی واقتصادی طرح های پیشگیری و برنامه های درمانی پیش بینی شود .

14- جایگاه وارتباط برنامه پیشگیری و درمان بیماری هپاتیت C را دردیگر برنامه های ملی سلامت کشور تعیین کنیم .

15- مختصات حمایت و مدیریت بیماران و خانواده های افرادی که بیماری آنها حاد وبه مرحله سیروز کبدی منتهی می شود به خصوص در مواردی که بیمار نان آور خانواده محسوب می شود را تعیین کنیم .