‏نمایش پست‌ها با برچسب بیمه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بیمه. نمایش همه پست‌ها

۹/۱۸/۱۳۹۰

تصويب قانون بازنشستگي پيش از موعد بيماران هموفيلي در مجلس

مدير عامل كانون هموفيلي ايران خواستار تصويب قانوني درباره بازنشستگي پيش از موعد بيماران هموفيلي و توجه اصولي به تقاضاهاي ازكارافتادگي اين بيماران شد.

احمد قويدل در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان ايسنا، افزود: كانون هموفيلي ايران همسو با تقاضاي اخير بنياد بيماري‌هاي خاص از كميسيون بهداشت و درمان مجلس، خواستار تصويب قانوني درباره بازنشستگي پيش از موعد بيماران هموفيلي و توجه اصولي به تقاضاهاي از كار افتادگي اين بيماران است چراكه بيماران هموفيلي، تالاسمي، دياليزي و حتي مبتلايان به ام اس از نظر جسمي قادر نيستند مانند يك فرد سالم پس از 30 سال خدمت بازنشسته شوند.

مدير عامل كانون هموفيلي ايران در ادامه اظهار كرد: براساس قوانين جاري كشور در حوزه تامين اجتماعي افرادي كه با يك بيماري مادرزادي به كاري اشتغال دارند نمي‌توانند به علت ابتلا به همان بيماري، تقاضاي از كارافتادگي كنند چراكه اگر به علت ابتلا به اين بيماري توانايي انجام كار نداشته باشند، از ابتدا نبايد در آن شغل مشغول به كار شوند.

وي افزود: به نظر مي‌آيد قانونگذار با تصويب اين قانون تلاش كرده است كه نظارت بر استخدام را بر اساس ماده 90 قانون بيمه تامين اجتماعي افزايش دهد البته در اين ماده قانوني پيش‌بيني شده است كه اشتباهات در حوزه تشخيص پزشكي كه منجر به صدمه رسيدن به بيمه‌شده شود از طريق كارفرما براساس ماده 50 اين قانون وصول و مطالبه شود.

قويدل در ادامه گفت: بر اساس قانون بيماري‌هاي مادرزادي كه هنگام استخدام افراد در معاينات پزشكي اوليه به آن‌ها توجه نمي‌شود، نمي‌تواند مبناي از كارافتادگي بيمه‌شده قرار گيرد و اين موضوع در كميسيون‌هاي پزشكي قابليت بررسي را ندارد.

وي ابراز اميدواري كرد كه تعداد سال‌هاي خدمت بيماران به 15 تا 20 سال كاهش يابد چرا كه خدمت بيماران خاص به مدت طولاني باعث مي‌شود هزينه‌هاي زيادي براي درمان آنان به دولت و صندوق‌هاي بيمه تحميل شود.

مدير عامل كانون هموفيلي تاكيد كرد: تصويب چنين قانوني اگر با درايت لازم و اختصاص امتيازات ويژه به كارفرمايان دولتي و خصوصي براي استخدام اين بيماران همراه نشود، در عمل به مانعي براي اشتغال بيماران خاص تبديل مي‌شود.

قويدل پيشنهاد داد: تا تصويب قانون بازنشستگي پيش از موعد بيماران هموفيلي مي‌توان در چارچوب قوانين موجود با ابلاغ آيين‌نامه‌هاي خاص به كميسيون‌هاي پزشكي، امكان بررسي شرايط جسمي اين بيماران را براي تداوم كار و يا از كار افتادگي آنان به صورت عادلانه فراهم كرد.

مدير عامل كانون هموفيلي ايران تاكيد كرد: لازم است عوارض بيماري‌هاي مادرزادي كه در اثر فعاليت‌هاي كاري بروز مي‌كند در كميسيون‌هاي پزشكي مانند افراد عادي جامعه بررسي شود. به عنوان نمونه يكي از عارضه بيماري هموفيلي، معلوليت است. كميسيون پزشكي بايد عادلانه موضوع معلوليت اين بيماران را فارغ از بيماري مادرزادي آنان بررسي كند چرا كه معلوليت و بيماري‌هاي ويروسي از مشخصات بيماري مادرزادي هموفيلي نيست.

وي تاكيد كرد: بيماران هموفيلي صرفا به علت ابتلا به خونريزي تقاضاي از كارافتادگي و يا بازنشستگي ندارند بلكه صدمات ناشي از فعاليت‌هاي اجتماعي، شغلي و روزانه بر جسم آنان مبناي تقاضاي اين بيماران براي بازنشستگي است.

مديرعامل كانون هموفيلي ايران خاطرنشان كرد:‌ مسئولان دولتي بايد به اين امر توجه كنند كه هزينه درمان و زندگي برخي بيماران هموفيلي ماهانه حدود 4 هزار دلار مي‌شود اين در حاليست كه دستمزدي معادل حداقل قانون كار كه كمتر از اين رقم است، دريافت مي‌كند. هزينه بيمار در مواردي كه نيازمند اقدامات پزشكي تكميلي يا مصرف داروهاي گران‌تر مانند فاكتور 7 است، قابل مقايسه با اثر بخشي او در محيط كار نيست.

قويدل ابراز اميدواري كرد كه كميسيون بهداشت و درمان مجلس با بررسي كارشناسانه اين تقاضا، طرحي را در زمينه بازنشستگي پيش از موعد بيماران خاص از جمله بيماران هموفيلي درصحن علني مجلس ارايه كند.

۵/۲۶/۱۳۹۰

لزوم توجه بيشتر صندوق‌هاي بيمه‌گر به پيشگيري از تولد بيماران هموفيلي

لزوم توجه بيشتر صندوق‌هاي بيمه‌گر به پيشگيري از تولد بيماران هموفيلي


مديرعامل كانون هموفيلي ايران با بيان اينكه صندوق‌هاي بيمه‌گر بايد به مقوله پيشگيري از تولد بيماران هموفيلي و معلوليت اين بيماران توجه بيشتري كنند، يكي از آسيب‌هاي مهم نظام بيمه‌اي كشور را كم‌توجهي به اين مقوله مهم بيان كرد.

به گزارش سرويس بهداشت و درمان ايسنا،
احمد قويدل در مراسم افطاري سازمان بيمه مركزي ايران كه شب گذشته با حضور 100 نفر از بيماران هموفيلي و مسئولان صندوق‌هاي بيمه‌گر برگزار شد، افزود: در حالي كه ميليون‌ها دلار صرف تهيه دارو و درمان بيماران مي‌شود، بودجه‌هاي حوزه پيشگيري آنقدر ناچيز است كه مي توان گفت بودجه‌اي به اين امر مهم اختصاص پيدا نكرده است و همچنين صندوق‌هاي بيمه‌گر نيز براي حمايت از ناقلان هموفيلي و فراهم شدن شرايط براي تولد فرزند سالم، سياست گذاري‌هاي لازم را نكرده‌اند.

وي سطح دوم پيشگيري را پيشگيري از معلوليت كودكان مبتلا به هموفيلي ذكر و اظهار كرد: متاسفانه درمان پس از خونريزي كه سياست جاري درماني كشور است، نتيجه‌اي جز معلوليت مبتلايان به هموفيلي در سنين ميانسالي ندارد. آنان در مهمترين مقطع سني خود كه سن ازدواج و اشتغال است كاملا در خطر معلوليت قرار مي گيرند و با وجود هزينه‌هاي گزافي كه دولت براي درمان و دارو آنها متقبل مي‌شود، زندگي آنان كيفيت مطلوبي ندارد اين در حاليست كه طرح‌هاي پيشگيري از معلوليت سابقه 20 ساله در جهان دارد و بخشي از دانش حوزه درمان بيماران هموفيلي است.

مديرعامل كانون هموفيلي ايران با بيان اينكه اگر صندوق‌هاي بيمه به صورت حرفه‌اي و در چارچوب نظام و اقتصاد تعريف شده علمي بيمه، بيماران را بيمه كنند، مي‌توانند از ادامه دور باطل كنوني جلوگيري كنند، گفت: بيمه خون و محصولات خوني از مصوبه‌هاي بي نظير و ارزشمند مجلس شوراي اسلامي است. با وجود تامين بودجه اما اين قانون مهم از سوي مجلس به علت پايبند نبودن بيمه ايران به اصول حرفه‌اي بيمه، اين قانون عملي نشده است و نه مردم و نه حوزه‌هاي بانك خون بيمارستان‌ها و نه بيماران مصرف كننده خون و فرآورده‌هاي خوني از اين قانون اطلاعات درستي ندارند اين در حاليست كه يكي از اوليه‌ترين اصول بيمه، اطلاع مصرف كننده از قوانين است.

در ادامه اين مراسم دكتر جواد فرشباف ماهريان - مدير عامل بيمه مركزي ايران- تاكيد كرد:‌ ارايه طرح‌هاي حمايتي و آينده‌نگر صندوق‌هاي بيمه گر در قالب طرح‌هاي بيمه‌اي خاص و حرفه‌اي در رابطه با اقشار آسيب پذير مي‌تواند در سايه حفظ كرامت آنان، تاثير مهمي در بهبود زندگي اين افراد داشته باشد.

در پايان اين مراسم از طرف بيمه مركزي ايران مبلغ 50 ميليون ريال به كانون هموفيلي ايران اهدا و قرار شد 8 صندوق بيمه‌گر به بيماران هموفيلي به همين ميزان كمك كنند.

۱۰/۰۸/۱۳۸۸

سازمان هاي بيمه گر و ضرورت حمايت هاي كامل ازحوزه پيشگيري

سازمان هاي بيمه گر و ضرورت حمايت هاي كامل ازحوزه پيشگيري

پيشگفتار: دولت به منظورساماندهي بخش درمان و تعيين حق بيمه خدمات درماني و خدمات تشخيصي و تدوين چارچوب‌هاي لازم براي تعميم و تسري بيمه سلامت با تشكيل كارگروه بيمه و سلامت در دولت موافقت كرد.

هيات وزيران بنا به پيشنهاد رييس‌جمهوري با تشكيل كارگروهي با عضويت صادق محصولي ـ وزير رفاه ـ، مرضيه وحيد دستجردي ـ وزير بهداشت (به عنوان رييس) ـ، عبدالرضا شيخ‌الاسلامي ـ وزير كار و امور اجتماعي ـ، احمدي وحيدي ـ وزير دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح ـ، مهدي غضنفري ـ وزير بازرگاني ـ، سيدشمس‌الدين حسيني ـ وزير امور اقتصادي و دارايي ـ، ابراهيم عزيزي ـ معاون برنامه‌ريزي و نظارت راهبردي رييس جمهوري ـ و مسعود جيلانچي (دبير)، موافقت كرد.

بر اساس اين مصوبه، ساماندهي و تعيين ميزان و نحوه دريافت حق بيمه خدمات درماني كشور در طرح پزشك خانواده و خدمات درماني كشور، ساماندهي و تعيين تعرفه‌هاي خدمات تشخيصي و درماني كشور بر مبناي قيمت تمام شده خدمات، تدوين چارچوب‌هاي لازم به منظور تعميم و تسري بيمه سلامت از طريق برنامه پزشك خانواده و نظام ارجاع در شهرهاي كشور، تدوين چارچوب‌هاي نظارتي جهت كنترل موثر بازار سلامت، تدوين برنامه نظام‌مند جهت كاهش سهم مردم از هزينه‌هاي سلامت و ساماندهي بخش درمان كشور از جمله وظايف اين كارگروه به شمار مي‌رود.

بر اين اساس، تصميم‌گيري درباره امور اجرايي موضوع ياد شده به كليه اعضاي كارگروه به عنوان نمايندگان ويژه رييس‌جمهور و تصويب و اصلاح آيين‌نامه‌ها و مقررات مربوط به موضوع ياد شده به وزيران عضو كارگروه تفويض مي‌شود.

بر اساس اين مصوبه، تصميمات و مصوبات اكثريت اعضا يا وزيران عضو كارگروه (حسب مورد) در حكم تصميمات رييس‌جمهور و هيات وزيران بوده و با رعايت ماه 19 آيين‌نامه داخلي هيات دولت قابل صدور است.

لازم به ذكر است، اين مصوبه از سوي معاون اول رييس جمهوري براي اجرا به وزارت بهداشت، رفاه، كار و امور اجتماعي، دفاع و پيشتيباني نيروهاي مسلح، بازرگاني، امور اقتصادي و دارايي و همچنين ‌معاونت برنامه‌ريزي و نظارت راهبردي رييس‌جمهور ابلاغ شده است.

ديدگاه :

كانون هموفيلي ايران معتقد است كه سياست گذاري در حوزه بيماران هموفيلي و ديگر اختلالات انعقادي شامل سه سطح مهم است كه سياست گذاري هاي سازمان هاي بيمه گر بايد با درايت و دقت و آينده نگري با توجه بنيادي به سطح اول و دوم باشد . در غير اينصورت دريك چرخه معيوب منابع ملي كشور در سطح سوم هزينه مي شود و عملا بيماران نيز از كيفيت زندگي لازم بر خوردار نيستند.

سطح اول پیشگیری شناسائی ناقلین و پیشگیری از تولد بیمار هموفیلی است. متاسفانه گذشته از نقایص مهمی که در حوزه درمان جامع وجود دارد اساسا در بسته خدمتی بیماران هموفیلی جایگاه شایسته ای به امر شناسائی ناقلین و تشخیص پیش از تولد جنینهای هموفیلی اختصاص داده نشده است.

سطح دوم پیشگیری، تشخیص به موقع بیماران به کمک آزمایشهای دقیق انعقادی و تعیین مهار کننده کلید اساسی درمان صحیح و مناسب و استفاده بهیه از منابع بسیار گرانقیمتی است که به رایگان در اختیار این بیماران است. در پیشگیری از بروز معلولیتها تامین داروی مورد نیاز برای پروفیلاکسی در سنین 1 الی 12 سال می تواند تاثیر شگرفی بر سلامت بیماران هموفیلی در طول زندگی ایشان داشته باشد.

سطح سوم پیشگیری، که نیاز به آن در حقیقت ناشی از ناکارآمدی در سطوح بالا است. متاسفانه این سطح بیش از سایر سطوح مورد توجه سیاستگزاران این عرصه قرار دارد اجزای آن حکایت از واقعیات تلخی از جمله تخریب مفاصل و از کارافتادگی (به خصوص در کودکان)، آلودگی های ویروسی (ناشی از فرآورده های خونی غیراستاندارد)، خونریزی مکرر و دردناک، ظهور مهارکننده ها و حساسیت به محصولات خونی است.

پيشنهادات مشخص كانون هموفيلي ايران در حوزه سياست گذاري بيمه ها به شرح زير است

1- با توجه به اينكه 15 اختلال انعقادي تحت عنوان عام هموفيلي در ادبيات و بخش نامه هاي رسمي وزارت بهداشت و سازمان هاي بيمه گر به عنوان بيماري خاص تحت حمايت دولت است. از آنجا كه در سراسر كشور شناخت درستي از اين حوزه وجود ندارد ارايه يك تعريف دقيق از طرف سازمانهاي بيمه گر و وزارت بهداشت ضرورت تام دارد. در اين راستا چون عنوان هموفيلي از نظر علمي به كمبود فاكتور 8 و 9 اتلاق مي شود مستدعي است ترتيبي اتخاذ فرمائيد كه اطلاع رساني در رابطه با اختلالات انعقادي شناخته شده و تحت پوشش بيمه و تحت عنوان بيماران خاص به مراكز مختلف سازمانهاي بيمه گر در سراسر كشور ابلاغ گردد.

بيماري هموفيلي و ديگر اختلالات انعقادي شامل :

كمبود هريك يا چند فاكتور هاي انعقادي 13 گانه خون انسان ، بيماري اختلال پلاكت ارثي ( شامل دو نوع برنارد سولير و گلانزمن ) و بيماري ون ويلبراند

اين پانزده نوع بيماري تحت عنوان بيماري هموفيلي و ديگر اختلات انعقادي در زمره بيماران خاص بوده و از حمايت هاي سازمان هاي بيمه گر بر خوردار خواهند بود.

تذكر :

سازمان هاي بيمه گر در باره اختلالات انعقاددي اكتسابي و بيماران مبتلا به پر انعقادي ( ترمبوز ) تاكنون سكوت كرده اند و اين بيماران نيز در چارچوب بيماري هاي ارثي كارت هموفيلي از بيمارستان امام خميني ( ره ) دريافت و در زمره بيماران خاص محسوب مي گردند.

2- در سطح اول پيشگيري در حال حاضر شناسايي ناقلين هموفيلي و تعيين موتاسيون تحت پوشش بيمه قرار دارد. ضمن انكه ضرورت دارد در رابطه با تحت پوشش بيمه بودن كليه اختلالات انعقادي ارثي ديگر نيز تاكيد لازم به مراكز سازمان هاي بيمه گر شود پيشنهاد مي نمائيم :

الف- با رويكرد حمايت اصولي از سياست هاي جاري حوزه پيشگيري فرانشيز هاي سهم آزمايش دهنده حذف گردد.

ب – تعرفه قيمت اين نوع آزمايش ها با هدف بالا بردن كيفيت كار آزمايشگاه ها و استفاده از كيت هاي آزمايشگاهي با استاندارد بالا و همچنين افزايش انگيزه اين مراكز مورد باز نگري قرار گيرد.

پ- در حاليكه آزمايش هاي تشخيصي تحت پوشش بيمه است متاسفانه نمونه برداري از جنين تحت پوشش سازمانهاي بيمه گر نمي باشد و اين امر عملا چرخه پيشگيري از تولد بيمار را در حوزه حمايتي سازمانهاي بيمه گر ناقص مي گذارد.

ت- يكسان سازي حمايت و روش هاي سازمانهاي مختلف بيمه گر در حوزه پيشگيري از تولد بيمار و توزيع دارو در حال حاضر بيمه تامين احتماعي براي بيماران نيازمند به دارو سهميه ماهيانه تعيين نموده و در موارد خاص و پيش بيني نشده با نامه پزشك و تاييديه كانون داروي خارج از سهميه به بيمار تحويل مي گردد. اين در حالي است كه خدمات درماني و سازمانهاي بيمه گر ديگر بدون هيچ محدوديتي دارو در اختيار بيماران قرار مي دهند. تجربه نشان داده است روش تامين اجتماعي به مديريت بهتر منابع دارويي كمك مي كند. بررسي كارشناسي اين روش ها مي تواند مديريت مصرف دارو را بهينه نمايد.

3- در سطح دوم پيشگيري

الف- تامين پوشش بيمه اي كامل فيلترهاي خاص تزريق پلاكت با هدف جلوگيري از وردو گلبول هاي سفيد اهدا كنندگان خون به بدن نيازمند به پلاكت

ب- پوشش بيمه اي كامل داروي دسمو پرسين و حذف فرانشيز آن ( چه به صورت تزريقي چه به صورت استنشاقي ) با حذف فرانشيز آن با هدف تغيير الگوي مصرف بيماران هموفيلي كه در زمره هموفيلي هاي خفيف محسوب و در حال حاضر مصرف كننده فاكتور 8 هستند كه اساسا قيمت آن قابل مقايسه با دسمو پرسين نيست. از آنجا كه بيمار براي تامين فاكتور 8 فرانشيزي نمي پردازد بدون تامين شرايط مساوي عملا اين تغيير الگوي مصرف امكانپذير نيست.

ج- باتوجه به تصويب قانون بيمه خون و محصولات خوني كه از سال 1386 با اختصاص دو و نيم ميليارد تومان توسط بيمه ايران محقق گرديده است سازمان هاي بيمه گر ترتيبي اتخاذ نمايند كه چگونگي آلودگي ويروسي كليه مصرف كنندگان دائمي خون و فر آورده هاي خوني در پرونده آنان ثبت گردد. بديهي است هزينه هاي درماني بيماران آلوده شده جديدعملا از طريق بيمه ايران پرداخت خواهد گرديد. متاسفانه آئين نامه اجرايي قانون بيمه خون و محصولات خوني تا كنون منتشر نگرديده است و به مصرف كنندگان بيمه نامه تحويل نمي گردد. اين در حاليست كه بيمه ايران بودجه اين امر را به خود اختصاص داده است. كنترل سازمانهاي بيمه گر در اين حوزه بي ترديد در ارتقاء استانداردهاي توليدات اين حوزه و تامين سلامت بيماران موثر خواهد بود.

4- در سطح سوم پيشگيري

الف – پوشش بيمه اي كامل درمانهاي هپاتيت C و B و آزمايشهاي تشخيصي آن در بيماران خاص ( حذف فرانشيز ) آزمايش هاي ملوكولي از پوشش بيمه اي لازم برخوردار نيست و آزمايشگاه ها با نوشتن نسخه ديگري آزمايش هاي پوشش داده نشده را به انجام مي رسانند.

ب – پوشش بيمه اي كامل تهيه و تامين پلاكت همنام براي بيماراني كه به علت تزريق بدون فيلتر پلاكت ديگر پلاكت هاي معمولي بر آنها اثري ندارد و مي بايست پلاكت از اعضاي خانواده درجه اول و يا اهداكنندگان خون تهيه گردد.

پ- تداوم و شفاف شدن پوشش بيمه از تامين مفاصل مصنوعي و هزينه جراحي هاي مفاصل در بيماران هموفيلي از اهميت بسيار بالايي برخوردار است . متاسفانه به علت عدم اجراي سياست هاي پيشگيرانه در سطح 2 مفاصل برخي از بيماران اساسا غير قابل استفاده گرديده و به علت خون ريزي هاي مكرر و روزانه عملا موجودي فاكتور كشور را بدون اخذ نتيجه مصرف مي نمايند. لذا حمايت سازمانهاي بيمه گر اين جراحي ها و تامين هزي مفاصل مصنوعي به صورت اساسي به نفع كشور و تغيير شرايط زندگي بيمار است.

ت- پوشش بيمه اي كامل دارو و تزريق داخل مفصل ريفامپسين و فسفر راديو اكتيو جهت سينوكتومي اين اقدام كه با هدف حفظ حداكثري مفاصل و جلوگيري از مصرف فاكتور زياد انجام مي شود مي تواند نقش مهمي را در بهبود وضعيت بيمار ايفا نمايد.

ث – تجديد نظر در رابطه با چگونگي پوشش حمايتي سازمانهاي بيمه گر از خدمات دندانپزشكي در وضعيت كنوني اين پوشش بيمه اي ناكافي و مانع خيلي مهمي در را ارايه خدمات تخصصي به بيماران است.

پايان سخن :

سازمان هاي بيمه گر مي بايست به اين باور برسند كه مي توانند با سياست گذاري اصولي سازمان هاي بيمهگر را از گرداب ارايه خدمات در سطح سوم پيشگيري برهانند. در اين سطح سرمايه هاي انساني از دست مي روند و عملا خدمات گرانقيمتي ارايه مي گردد كه بازدهي آن در حوزه حفظ و استفاده از منابع انساني ناچيز است . بيمار نمي تواند كيفيت زندگي خود را تغيير دهد و حتي قدر خدمات گرانقيمت را نمي شناسد. مسئولين دولتي نيز با مقايسه سرانه آحاد مردم با سرانه هنگفت اين بيماران انگيزه هاي خدمتي خود را از دست داده و حتي از اين بيعدالتي شكوه مي نمايند. مامعتقديم راهي به جز اصلاح سياست گذاري وجود ندارد . سازمان هاي بيمه گر بايد با يك برنامه ريزي بلند مدت ده ساله اين سازمان ها را از روند معيوب كنوني برهانند.