‏نمایش پست‌ها با برچسب هموفیلی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب هموفیلی. نمایش همه پست‌ها

۴/۲۲/۱۳۹۱

كمبود دارويي اين بار گريبان بيمار هموفيلي را گرفت

و اين زخم‌ها به چرك نشسته‌اند...
كمبود دارويي اين بار گريبان بيمار هموفيلي را گرفت

"بايد فورا جراحي شوم، مچ پاي راستم از كنار خرد شده و بايد پلاتين بگذارم، بيشتر از 10 شب است كه از درد نخوابيده‌ام، زخم‌هايم چرك كرده و با سرنگ چرك‌ها را بيرون مي‌كشم اما بيمارستان گفته اول دارويت را بياور تا عمل جراحي را انجام دهيم..."

به گزارش خبرنگار سلامت ايسنا،
اين‌ جملات، جملات «محمدعلي عموزاده خليلي»، بيمار هموفيلي است كه به گفته خود، روز هشتم ماه جاري تصادف كرده و از ناحيه پاي راست دچار شكستگي شده است و عليرغم آن كه تزريق فاكتورهاي انعقادي براي وي حالت اورژانسي داشته اما تا روز 19 تيرماه موفق به دريافت فاكتور انعقادي مربوطه (فاكتور 8) نشده است.

وي كه از شدت درد آرام و قرار ندارد، مرتب به پاي راستش كه تا زانو سياه شده اشاره مي‌كند و با صدايي بريده بريده و چهره‌اي مستاصل سعي در تعريف ماجراي بيماري‌اش دارد، بلكه راهي براي درمانش و پايان دردش باز شود.

محمدعلي كه همراه با «احمد قويدل»، مديرعامل كانون هموفيلي ايران به ايسنا آمده، به تعريف ماجراي روز حادثه مي‌پردازد و مي‌گويد:« هشتم تير ماه پس از تصادف به بيمارستان امام خميني(ره) مراجعه كردم و در بخش اورژانس بستري شدم. تا غروب آن روز صبر كردم اما گفتند فاكتور نداريم به شما بزنيم تا امروز كه نوزدهم است هنوز موفق به دريافت و تزريق دارو نشده‌ام و بيمارستان عنوان مي‌كند كه دارو نداريم.»




وي مي‌افزايد: « دو روز بيمارستان بودم ، وقتي ديدم كسي جواب من را نمي‌دهد خودم رضايت دادم كه از بيمارستان خارج شوم، عصا خريدم و حركت كردم كه به دنبال كارم بروم. به بخش مربوطه در وزارت بهداشت مراجعه و نامه بيمارستان را ارائه كردم. خانمي كه در آن اتاق نشسته بود گفت نامه شما به دست ما رسيده اما به دليل قلم خوردگي نا‌م‌تان نتوانستيم شما را پيدا كنيم. گفتم بعد از 10 روز الان اينجا ايستاده‌ام كه كار من را انجام دهيد، اما آن خانم به من گفت كه اينجا وزارت بهداشت است نه ....؛ اگر قرار باشد تو با عصا بيايي و ديگري با ويلچر، پس ما هم بايد بايستيم اينجا و ويزيت كنيم، دكتر هم نيستيم كه جواب شما را دهيم... از اين برخورد با يك بيمار خيلي ناراحت شدم، ...، در آخر هم نامه‌اي به من دادند كه به قسمت مربوطه در اداره نظارت و ارزيابي دارو و مواد مخدر سازمان غذا و دارو مراجعه كنم.»

محمدعلي در ادامه صحبت‌هايش به جاي زخم‌هاي ناشي از شكستگي روي پيشاني‌اش اشاره مي‌كند و مي‌گويد:« پيش از اين هم يك بار تصادف كردم و براي درمان ناچار شدم وام بگيرم و شبانه 30 – 40 ميليون تومان داروي قاچاق خريدم. پيش خودم گفتم زير بار قرض بروم بهتر است تا از خونريزي بميرم.»

هم‌چنين احمد قويدل، مديرعامل كانون هموفيلي ايران نيز از ابراز نگراني شديد درباره وضعيت داروي بيماران هموفيلي به ايسنا مي‌گويد:« حدود يك ماه و نيم است كه وضعيت داروي بيماران هموفيلي به هم ريخته و اين وضعيت سلامتي بيماران را به شدت تهديد مي‌كند. البته وضعيت داروي بيماران را در دو نوبت به اطلاع وزارت بهداشت رسانديم و عنوان كرديم كه كمبود دارويي فاكتور 8 و 9 صدمات جبران‌ناپذيري به سلامتي بيماران وارد مي‌كند. اما وزارت بهداشت در اين رابطه سكوت كرده و ما نيز اين سكوت را به منزله تاييد گرفتيم.»

وي در ادامه صحبت‌هايش مي‌گويد:« مشكل دارو در شهرستان‌ها با توجه به كمبود امكانات، چندين برابر تهران است. اين وضعيت به شكلي ادامه يافته كه در حال حاضر در حوزه بيماران بستري نيز بيمارستان براي تامين دارو با مشكل مواجه است؛ به طوري كه از روز گذشته (18 تير ماه) مددكاري انجمن ما با كمك بيماراني كه در منزل‌شان دارو داشتند، دو بيمار بستري در دو بيمارستان را پوشش دارويي دادند. متاسفانه در بيماران هموفيلي كه دچار حوادث مي‌شوند اين وضعيت‌هاي كمبود دارويي عملا ممكن است به ضايعاتي بينجامد كه قابل جبران نباشد.»




چرا حسابداري داروهاي يارانه‌اي 100 ميليون دلاري بيماران هموفيلي منتشر نمي‌شود؟

قويدل مي‌‌افزايد: « يكي ديگر از مسائل حاشيه‌اي ناشي از كمبود داروها، معلوليت كودكان هموفيلي است. وقتي دارو در دسترس بيماران نباشد كوچك‌ترين حادثه‌اي كه به خونريزي‌هاي مفصلي در اين كودكان منجر شود، مي‌تواند آنها را به شدت تهديد كند.»

وي ادامه مي‌دهد:« چندي پيش جشن خودكفايي تامين پلاسماي فاكتور 9 برگزار شد. در آنجا گفتيم حالا كه در عرصه تامين پلاسماي فاكتور 9 خودكفا شده‌ايم، حداقل بيماران فاكتور 9 به صورت پيشگيرانه دارو مصرف كنند تا معلول نشوند. هم اكنون روش درماني در ايران درمان پس از خونريزي است؛ در صورتي كه روش اصولي در جهان، تزريق دارو قبل از خونريزي است. هر چند براي آنكه اين سياست اصولي جاري شود دولت‌ها به منابع مالي بالايي نياز دارند اما همه جاي دنيا به نسبت درآمد ناخالص ملي‌شان، پيشگيري از معلوليت را شروع كرده‌اند؛ از اين رو انتظار ما اين بود كه حداقل اين رويه در مورد فاكتور 9 اجرا شود اما اين‌طور نشد.»

به اعتقاد وي، اكنون سطح دسترسي دارو در كشور 6 / 1 است در حالي كه حداقل استاندارد جهاني يك واحد بين‌الملل است و اين عدد در كشورهاي آمريكايي و اروپايي 5 تا 8 است.

وي مي‌افزايد: « در يك جمله مي‌توان گفت اساسا 70 درصد از فرآورده‌هاي خوني توليدي در دنيا در كشورهاي اروپايي و آمريكايي استفاده مي‌شود و تنها 30 درصد سهم بيماران ديگر كشورهاست. از طرف ديگر سيماي سلامتي بيماران ما با اين هزينه‌اي كه انجام مي‌شود، انطباق ندارد؛ چرا كه اساسا تقويم دارويي پاسخگو در كشور وجود ندارد تا مشخص شود در كل فصول سال چه شركت‌هايي بايد مسوول حفظ تداوم وجود دارو در بازار باشند.»

قويدل مي‌گويد:« آنجايي بيشتر افسوس مي‌خوريم كه در اطلاع رساني‌هاي سالانه وزارت بهداشت عدد 100 ميليون دلار هزينه دارو براي بيماران هموفيلي منتشر مي‌شود؛ اين در حاليست كه در طول سال اين داروها در دسترس بيماران نبوده‌اند. به عنوان مثال در يك دوره آن‌قدر فاكتور 8 زياد است كه حتي اعمال جراحي غيرضروري را نيز انجام مي‌دهند اما در يك دوره‌اي اساسا دارو يك تا دو ماه نيست.»

قويدل مي‌افزايد:« وزارت بهداشت تا كنون حسابداري داروهاي يارانه‌اي 100 ميليون دلاري بيماران هموفيلي را به هيچ مرجعي ارائه نداده است؛ پرسش اينجاست كه چرا حسابداري اين داروها منتشر نمي‌شود. ما مي‌گوييم چقدر دارو وارد شده و با چند نسخه در اختيار بيماران قرار گرفته است. اين داروها يارانه‌اي و تنها از طريق دفترچه بيمار قابل تحويل است. هم‌چنين قيمت آزاد يك فاكتور هشت 250 دلار است اما در فاكتورهاي داروخانه‌ها پنج هزار تومان. انتظار آن است كه وزارت بهداشت براي چنين يارانه بزرگ دارويي، (مدارك) حسابداري منتشر كند تا به اين ترتيب بتوان آسيب‌ها را پيدا كرد. از سوي ديگر ما بارها اعلام آمادگي كرده‌ايم تا اين كار را رايگان انجام دهيم، تنها كافيست وزارت بهداشت به سازمان‌هاي بيمه‌گر دستور دهد كه مجموع گزارش‌هاي خود را در اختيار كانون قرار دهند. ما اين گزارش‌ها را جمع‌بندي مي‌كنيم و به وزارت بهداشت مي‌دهيم.»

مديرعامل كانون هموفيلي ايران مجددا تاكيد مي‌كند: « هم اكنون وضعيت داروي بيماران هموفيلي خوب نيست. در مراكز بستري، دارو در اختيار بيمار نيست. وقتي فاكتور 8 در بيمارستان امام به عنوان مركزي‌ترين بيمارستان هموفيلي براي يك بيمار تصادفي نباشد، تكليف بيماران سرپايي مشخص است. اگر مسئولان مشكلي در زمينه تامين دارو دارند به ما اعلام كنند تا به بيماران فراخوان دهيم كه اگر دارو در منزل دارند به انجمن ارايه دهند. اما مشكل آن است كه در مركزي‌ترين بيمارستان هموفيلي يك ماه است دارو در دسترس بيماران نيست.»

وي مي گويد:« اميدواريم وزارت بهداشت روزي بگويد كه در مقابل اين 100 ميليون دلار يارانه دارويي، 10 دلار هم براي نظارت بر مصرف اين داروها هزينه‌ كرده است؛ كاري كه گويا اصلا در سياست آنها نبوده است.»

به گزارش ايسنا در اين بين همسر «عباسعلي نيكجو» يك بيمار هموفيلي كه تاندون شصت پايش با سنگ فرز بريده شده و خونريزي شديد داشته، در تماسي تلفني به ايسنا مي‌گويد:« از ساعت 4 بعدازظهر روز گذشته (18 تيرماه) تا امروز ظهر (19 تيرماه) موفق به دريافت دارو براي همسرم نشدم، هر چه گريه و زاري كردم كسي رسيدگي نكرد، دارو نبود. با كلي تماس با آشنايان و اين طرف و آن طرف موفق به تهيه دارو شدم.»

محمدعلي نيز در پايان صحبت‌هايش در حالي كه شدت درد در چهره‌اش آشكار است، ايسنا را به مقصد سازمان غذا و داروي وزارت بهداشت ترك مي‌كند...

خبرگزاري دانشجويان ايران اعلام مي‌كند كه آماده دريافت و انتشار پاسخ‌هاي مسوولان مربوطه در اين زمينه است.

۳/۱۸/۱۳۹۱

راه اندازی مراکز مراقبت جامع هموفیلی در 10 استان کشور

راه اندازی مراکز مراقبت جامع هموفیلی در 10 استان کشور

کارشناس اداره بیماری‌های خاص وزارت بهداشت از راه‌اندازی مراکز مراقبت جامع بیماری هموفیلی در 10 استان کشور در سال جاری خبر داد.

صدیقه حنطوش زاده در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) منطقه خلیج فارس، با اشاره به وجود 7500 بیمار هموفیلی در کشور تصريح كرد: طرح راه اندازی مرکز مراقبت جامع هموفیلی برای 10 استان کشور در سال جاری در نظر گرفته شده است که بازدیدهای خود را از چگونگی وضعیت و نحوه راه اندازی آنها در استان ها آغاز کرده ایم.

وی افزود:‌ با توجه به وضعیت جغرافیایی راه اندازی این مرکز جامع، استان ها می بایست بستر مناسبی داشته باشند و هم اینکه بتوانند استان های همجوار خود را پوشش دهند که درحال حاضر استان های هرمزگان، فارس، گیلان، گلستان، اهواز، تهران، کرمان، بوشهر، زاهدان و کرمانشاه محور هستند.

حنطوش زاده ضمن یادآوری وجود 7500 بیمار هموفیلی در کشور در خصوص زنان باردار نیز گفت: سالیانه حدود 200 خانم باردار برای انجام مراحلPND مراجعه می کنند و افرادی که فرزندان آنها ناقل بيماري یا بیمار باشد فرایندی برای آنها تعریف شده که ختم حاملگی برای آنها صورت گیرد.

وی در همین رابطه بيان كرد: برخی از زنان باردار در مناطق دورافتاده کشور به دلیل مسائل فرهنگی و اقتصادی نیز حاضر به دادن آزمایش هموفیلی نیستند و آنها از دسترس ما خارج اند.

۹/۲۴/۱۳۹۰

از كارافتادگي بيماران هموفيلي در كميسيون هاي ماده 91 قانون تأمين اجتماعي منصفانه نيست


مديرعامل كانون هموفيلي ايران:
از كارافتادگي بيماران هموفيلي در كميسيون هاي ماده 91 قانون تأمين اجتماعي منصفانه نيست 



متأسفانه كميسيون هاي پزشكي تجديد نظر در موارد متعدد با مبنا قراردادن بيماري ارثي بيماران هموفيلي و نسبت دادن معلوليت هاي آنان به بيماران مادرزادي اين كارگران را از يك حق عمومي محروم مي كنند.

احمد قويدل، مديرعامل كانون هموفيلي ايران در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران افزود: بيماران هموفيلي تحت پوشش كانون تأمين اجتماعي كه آنان را مي توانيم بر اساس متن قانون بيماران هموفيلي كارگر بناميم در رابطه با مشكلات متعددي كه در مسير كار و فعاليت براي آنها به وجود مي آيد در مواردي با تقاضاي از كارافتادگي به كميسيون هاي خاص تعريف شده در اين ماده مراجعه مي نمايند.

وي گفت: براساس متن قانون، اين كميسيون ها وظيفه دارند كه براساس جدول و طبق آئين نامه اي كه به تصويب شوراي عالي آنها رسيده است در رابطه با وضعيت فعلي كارگران از نظر سلامتي اظهار نظر نمايند، متأسفانه كميسيون هاي پزشكي مذكور در موارد متعددي با مبنا قرار دادن بيماري ارثي بيماران هموفيلي و نسبت دادن معلوليت هاي آنان به بيماري مادرزادي اين كارگران را از يك حق عمومي محروم مي كنند.

قويدل تصريح كرد: اساس مراجعه بيماران هموفيلي به كميسيون هاي از كارافتادگي خدمات جسمي است كه با مرور زمان و انجام فعاليت هاي روزانه به آنها وارد مي گردد و اين معلوليت ها نمي تواند شاخص تعريف شده اي براي بيمار هموفيلي باشد.

وي اظهار داشت: موضوع خونريزي هاي اين بيماران اساس بيماري بوده و هيچ كدام از مراجعين به كميسيون هاي از كارافتادگي به دليل هموفيلي بودن، تقاضاي از كارافتادگي ندارند.

وي گفت: هيئت عمومي ديوان عدالت اداري از رأي شماره 79 به صراحت تأكيد نموده است كه در ماده 91 قانون تأمين اجتماعي وظيفه كميسيون هاي بدوي و تجديد نظر پزشكي تعيين وضعيت فعلي بيمار است و اساساً قانون گذار وظيفه اي در رابطه با ذكر تاريخ شروع بيماري شروع بيماري برعهده كميسيون هاي مذكور قرار نداده است.

۷/۱۸/۱۳۸۸

طرح ملي سرشماري بيماران هموفيلي و ديگر اختلالات انعقادي در سه استان پايلوت مي‌شود

طرح ملي سرشماري بيماران هموفيلي و ديگر اختلالات انعقادي در سه استان پايلوت مي‌شود

مديرعامل كانون هموفيلي ايران از طرح ملي سرشماري بيماران هموفيلي و ديگر اختلالات انعقادي در كشور خبر داد و گفت: اين طرح به زودي در سه استان اصفهان، كاشان و فارس پايلوت مي‌شود.

احمد قويدل در گفت‌وگو با خبرنگار «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اعلام اين خبر گفت: مراحل مقدماتي اجراي طرح ملي سرشماري اين بيماران كه شامل آمادگي آزمايشگاه‌هاي محل مراجعه از نظر تجهيزات و كيت‌هاي آزمايشگاهي و همچنين تهيه نرم‌افزار متناسب با آن پايان يافته و اين طرح ملي در آستانه اجرايي شدن در استان‌هاي سراسر كشور است.

وي گفت: طي هفته گذشته اولين سفر كاري اين طرح به كاشان و اصفهان انجام شد و پيش‌بيني مي‌شود مراحل اجرايي طرح با آماده شدن آزمايشگاه‌ها و انجام فراخوان‌هاي لازم، از 15 روز آينده اجرايي شود. اين طرح اولين طرح ملي با همكاري بخش دولتي، خصوصي و انجمن‌ حامي بيماران است كه در صورت رسيدن به اهداف خود مي‌تواند بستر همكاري‌هاي آينده را هموار كند.

قويدل ادامه داد: در طرح مذكور براي اولين بار بانك اطلاعات جامع بيماران هموفيلي و ديگر اختلالات انعقادي در سيستم دولتي شكل خواهد گرفت. طرح ملي سرشماري بيماران هموفيلي و ديگر اختلالات انعقادي همچنين مي‌تواند موجبات توجه دقيق‌تر دانشگاه‌هاي علوم پزشكي را به حوزه هموفيلي جلب كند. بيماري هموفيلي در تعريف علمي آن صرفا شامل كمبود فاكتور 8 و 9 خون است و اساس انتقال آن نيز به صورت ارثي و وابسته به جنس مونث است. ديگر اختلالات انعقادي از نظر وراثت چنين ويژگي ندارند.

وي با بيان اين كه در اجراي طرح مذكور تلاش مي‌شود كه بازآموزي لازم براي جامعه بيماران، پزشكان عمومي و پرستاران صورت گيرد، ادامه داد: بر اساس طرح سرشماري بيماران هموفيلي و ديگر اختلالات انعقادي، اين بيماران بايد كارت ويژه‌اي كه توسط وزارت بهداشت در اختيار كليه مراكز قرار مي‌گيرد را دريافت كنند.

به گفته قويدل، در صورتي كه آزمايش‌هاي انجام شده در رابطه با بيمار، بعد از سال 1382 و در يكي از سه مركز مرجع اين طرح شامل دانشگاه علوم پزشكي شيراز، مركز درمان جامع هموفيلي ايران و آزمايشگاه انعقاد سازمان انتقال خون، انجام شده باشد، به انجام آزمايش‌هاي مجدد نيازي نبوده و عملا با ثبت‌نام و دريافت كارت، كار سرشماري بيمار خاتمه خواهد يافت در غيراين صورت، بر اساس پيش‌بيني‌هاي انجام شده بيمار بايد در آزمايشگاه‌هاي انعقاد تجهيز شده در دانشگاه‌هاي علوم پزشكي هر استان و يا هر مرجع ديگر مورد تاييد دانشگاه استان مربوطه، مجددا مورد آزمايش قرار گيرد.

مديرعامل كانون هموفيلي ايران گفت: در اين طرح سرشماري، به بيماران با مشكل مهار كننده نيز توجه ويژه‌اي خواهد شد. اين مشكل كه اساسا در بيماران با كمبود فاكتور هشت و در موارد نادر در رابطه با بيماران با كمبود فاكتور 9 بروز مي‌كند، عملا به تغيير داروي مورد نياز بيمار و استفاده از فاكتور 7 و فايبا منجر خواهد شد.

به گفته وي، در حال حاضر در استان‌هاي آذربايجان غربي، لرستان و يزد برنامه‌ريزي‌هايي براي سمينارهاي هموفيلي طي يك ماه آينده انجام گرفته كه بي‌ترديد به استان‌هاي ديگر نيز تسري خواهد يافت.

۷/۰۵/۱۳۸۸

استفتاء از مقام معظم رهبری در رابطه با سقط جنین هموفیلی

استفتاء از مقام معظم رهبری در رابطه با پایان دادن به بارداری مادران حامل جنین هموفیلی (سقط جنین هموفیلی)

رهبر معظم انقلاب از جمله مراجع تقلیدی هستند که با پاسخ هوشمندانه به سوال کانون هموفیلی ایران در رابطه با سقط جنین هموفیلی راه را برای اقدامات مسئولانه در جهت پیشگیری از تولد بیمار هموفیلی گشودند. ایشان در پاسخ هوشمندانه خود با تکیه بر مشکلات مهم و اساسی که برای مادران بیماران هموفیلی بوجود می آید امکان پایان دادن به بارداری این مادران تا قبل از چهار ماهگی را اجازه فرموند. وزارت بهداشت بر مبنای این اجازه شرعی سقط جنین هموفیلی را در مجموعه سقطهای قانونی به سازمان پزشکی قانون ابلاغ نموده است و مادران میتوانند از امکان قانونی پس از آزمایشهای تشخیصی ژنتیکی بهره مند گردند.



۷/۰۳/۱۳۸۸

پرسش و پاسخ درباره دختران مردان هموفيل


پرسش و پاسخ درباره دختران مردان هموفيل

پرسش: من دختر يك بيمار هموفيلي هستم. مي گويند من بايد با مشاوره ژنتيك و انجام يكسري آزمايش ها ازدواج كنم . اساسا افرادي با وضعيت من از چه سني قبل از ازدواج مي بايست به آزمايشگاه ژنتيك مراجعه نمايند ؟

پاسخ: در درجه اول بايد مطمئن شويد كه شناخت شما از بيماري هموفيلي صحيح است. همه بيماراني كه مشكل انعقاد خون را دارند در اصطلاح عاميانه هموفيلي مي گويند. حتي كانون هموفيلي ايران كليه بيماران با مشكل انعقادي را تحت عنوان عمومي هموفيلي تحت حمايت دارد. اما بيماران هموفيلي از نظر علمي فقط شامل بيماراني مي گردد كه كمبود فاكتور 8 ويا 9 را دارند. بنابراين وقتي براي دختري كه پدرش مشكل انعقاد خون دارد سوال بالا مطرح مي شود اول بايد اطمينان پيدا كند كه پدرش بیمار هموفيل است. يعني كمبود فاكتور 8 يا 9 را دارد. مثلا افردی که از بیماری کمبود و یا اختلال پلاکت و یا بیماری ون ویلبراند رنج می برند بیمار هموفیلی نیستند در حالیکه تحت پوشش کانون هموفیلی ایران هستند.

با مقدمه بالا پاسخ سوال شما اين است. شما قطعا ناقل بيماري هموفيلي هستيد. دختران مردان هموفيل نيازي نيست كه براي تشخيص ناقلي آنها را آزمايش نمايند. اما تعيين آزمايش تعيين موتاسيون براي شما كاملا ضروري است. اگر پدرشما در قيد حيات است اساسا لزومي ندارد كه شما در مرحله اول به آزمايشگاه مراجعه نمايید. حتما مي بايست موتاسيون بيماري پدر شما مورد شناسايي آزمايشگاه ژنتيك قرار گيرد. مردان هموفيلي كه دختر دارند مي بايست با احساس مسئوليت و مراجعه به آزمايشگاه ژننتيك مركز درمان جامع هموفیلی ایران تعيين موتاسيون بيماري خود را پيگيري كنند. اين آزمايشگاه فقط به نمونه خوني پدر دختر بيمار هموفيل نياز دارد. نتيجه اين آزمايش پس از ازدواج شما در دوره بارداري مبناي تشخيص سلامت جنين شما خواهد بود. امکان پایان دادن به بارداری درصورت بیمار بودن جنین تا قبل از 4 ماهگی با درخواست مادر فراهم است. بدیهی است در صورتی که پدر دختر یک بیمار هموفیلی در قید حیات نباشد مراجعه آن دختر به آزمایشگاه ژنتیک ضرورت دارد. با توجه به اينكه پيدا كردن موتاسيون يك فاميل ممكن است چند سال هم طول بكشد مراجعه و پي گيري به موقع از اهميت فوق العاده اي بر خوردار است. لازم به تاكيد است مي بايست قبل از بارداري موتاسيون بيماري پدر شما شناخته شده باشد.

۶/۲۲/۱۳۸۸

آغاز ساخت مركز خدمات رساني به بيماران هموفيلي و تالاسمي شيراز

آغاز ساخت مركز خدمات رساني به بيماران هموفيلي و تالاسمي شيراز



پنجشنبه نوزدهم شهريور كلنگ ساخت اين مركز توسط دكتر ايمانيه رئيس دانشگاه علوم پزشكي شيراز به زمين زده شد.در اين روز من هم ميهمان شيرازي ها بودم و سعادت ديدن لحطات ماندگار را تجربه كردم. زمين اين مركز چندين سال بود كه در جنب بيمارستان شهيد دستغيب شيراز توسط شهرداري اهدا شده بود و فعالين كانون تلاش زيادي براي اخذ مجوز هاي ساخت اين مركز را آغاز كرده بودند. زنده ياد غلامرضا عباسي و رضوان اردشيري مسئول دفتر فعلي كانون ، دكتر مهران كريمي از پزشكان متخصص حوزه هموفيلي و از فعالين كانون و نمايندگان بيماران هموفيلي در استان فارس از جمله تلاشگران براي متقاعد نمودن شهرداري شيراز بودند و توصيه امام جمعه شيراز نيز در اهدا اين زمين بسيار موثر بوده است. در يكسال گذشته با تلاش كاركنان دفتر نمايندگان بيماران فارس با همكاري شهردار نيك انديش شيراز امكان آغاز كار ساختماني اين مركز فراهم گرديد . دانشگاه علوم پزشكي شيراز اعلام آمادگي نموده است كه به ميزاني كه مردم براي ساخت پروژه مذكور كمك مي نمايند اين دانشگاه نيز به همان ميزان كمك نمايد. برنامه افتتاحيه اين مراسم آقاي تركش از نمايندگان بيماران هموفيلي شيراز اداره نمود. دفتر كانون در شيراز به تلاش ايشان و ارتباط هاي قوي وي براي پي گيري ساخت اين مركز بهره مند گردند. دكتر ايمانيه اولين سخنران اين مراسم بود وي با علاقه مندي در رابطه بهبود وضعيت بيماران به عنوان يكي از وظايف دانشگاه هاي علوم پزشكي سخن گفت و اعلام آمادگي نمود براي به سرانجام رسيدن اين طرح نهايت همكاري را بنمايد. ايشان در پايان سخنراني خود با هدايت مجري برنامه لوح هاي تقدير از نيكوكاراني كه كمك خود را به طرح آغاز نموده بودند را اهدانمود. چند كودك هموفيلي دعوت كمك به پروژه را به صورت لوح هايي روبان زده كه حاوي شماره حساب كمك به پروژه بود را بين حاضرين توزيع نمودند. هيئت مديره كانون هموفيلي ايران خانم جلاليان عضو هيئت مديره كانون از شيراز را به عنوان نماينده كانون براي نظارت بر ساخت اين مركز و همچنين جذب كمك هاي مردمي و اداري معرفي نموده است كه خوشبختانه در سايه همكاري داوطلبانه همسر ايشان تا كنون به نتايج خوبي دست يافته ايم. به هر حال كار آغاز شده است و بايد با شوري درسر كار را به پيش ببريم. مهندسي نيكوكار نقشه هاي اين پروژه را به رايگان تدارك ديده است و نظارت بر اجراي پروژه را داوطلبانه انجام خواهد داد. جالب است بدانيم كل برنامه ريزي مراسم كلنگ زني را انتظامات بيمارستان داوطلبانه پذيرفته بود كه به نظرم كاملا بي نظير و جاي سپاس فراوان دارد. حضور پدر شهردار شيراز آقاي اعتمادي نشاط خاصي به مراسم داده بود . اين پيرمرد 73 ساله زنده دل كه كه پدر شهيد هم بود انرژي اجتماعي خاصي را به جمع تزريق مي نمود. دكتر ايمانيه پيشنهاد دادند از جمع سادات اولين كلنگ پروژه را بزنند كه اين سعادت نصيب خانم زبيده جلاليان عضو هيئت مديره كانون گرديد كه به نيت استعانت از سلاله پاك پيامبر كار را آغاز نمايد. بعد از دكتر ايمانيه ، نماينده ولي فقيه در دانشگاه كه روحاني گرانقدري هستند، مسئول دفتر كانون ، شهردار منطقه ، مديرعامل كانون و... كلنگ را به نشانه تلاش براي ساخت به زمين زدند. آقاي تركش عضو مجمع عمومي كانون و از نمايندگان بيماران فارس مجري مراسم اولين كمك مردمي را به نام پدر خود به مبلغ پانصد هزار تومان ثبت كرد كه نشان دهدتقاضاي كمك را عملا از نزديكان آغاز نموده است. حاضرين با صلواتي خاطره مرحوم مهندس عباسي را كه آرزويش ساخت اين مركز بود را گرامي داشتند. دفتر كانون در استان فارس فعاليت هاي زير را در دستور كار قرار داد:

1- تهيه يك پوستر جهت اطلاع رساني در رابطه با ساخت اين مركز و جذب كمك هاي مردمي

2- تهيه يك بروشور حاوي خدمات پيش بيني شده در اين مركز براي اطلاع عموم مردم

3- تهيه يك فرم جذب كمك هاي مالي جهت ثبت و پيگيري كمك هاي داوطلبانه مردم

4- تهيه فهرست مصالح ساختماني مورد نياز ساخت اين مركز با كمك مهندسين مشاور ساخت مركز

5- برگزاري اولين جلسه با خيرين پس پايان عمليات خاكبرداري زمين توسط شهرداري

6- هماهنگي با انجمن تالاسمي در رابطه با چگونگي حمايت هاي مالي از پروژه از طريق حساب مشترك

دل بسته ايم كه كار آغاز شود و اطمينان داريم كه اين كار را باياري مردم به پايان مي بريم .شماره حساب كمك به ساخت اين مركز: 0106113298004 بانك ملي ايران

۵/۱۰/۱۳۸۸

9 مرداد سي و ششمين سالروز تاسيس سازمان انتقال خون و پيام 36 كودك هموفيلي

9 مرداد سي و ششمين سالروز تاسيس سازمان انتقال خون و پيام 36 كودك هموفيلي

با توجه به برگزاري جشن سالروز تاسيس سازمان انتقال خون ايران 36 كودك هموفيلي در مراسم جشن اين سازمان حضور يافته و يكي از كودكان به نمايندگي از كودكان هموفيلي اين پيام را قرائت كرد. رئيس سازمان انتقال خون ضمن حضور در جمع كودكان و ابراز لطف و مهرباني نسبت به آنان اين فرصت را به كودكان دادند كه پيام خود را كه با عكس همانروز آنها زينت يافته بود به دريك قاب عكس به رياست سازمان تقديم نمايند. متن اين پيام به شرح زير است :


به نام پروردگار يكتا و توانا

ما 36 كودك هموفيلي پيام سپاس جامعه هموفيلي ايران را در سي و ششمين سالروز تاسيس اين سازمان براي كاركنان سازمان انتقال خون به ارمغان آورده ايم. اين پيام بزرگترين هديه اي است كه ما مي توانيم افتخار نمائيم به پاس تلاش هاي شبانه روزي شما به همراه 36 گل سرخ به شما تقديم نمائيم. ما آمده ايم به شما بگوئيم ما به لطف مردم و تلاش شما زنده ايم، لبخند مي زنيم و به آينده اميدواريم.


كاركنان محترم سازمان انتقال خون ، از شما تمنا داريم تشكر صميمانه و قلبي مارا به ميليونها هموطني كه با هديه خون شان ادامه حيات ما و ديگر نيازمندان به خون را ممكن ساخته اند اعلام نمائيد. ما و ديگر نيازمندان به خون هيچگاه فرصت آن را نيافته ايم از اين انسانهاي شريف و نيكوكار تشكر نمائيم. اما مي دانيم بخش از وجود آنها در رگ هاي ما جاري است و در لحظه لحظه هاي عمر ما ياد آور نيكي و مهرباني آنهاست . امسال در روز جهاني هموفيلي 28 فروردين ما كودكان هموفيلي توانستيم بخشي از آرزو هاي خود را براي نمايش يك تيم درمان جامع تمرين كنيم . من آرش مي خواهم وقتي بزرگ شدم يك دكتر متخصص ارتوپدي شوم. عرفان مي خواهد يك دكتر آزمايشگاه انعقاد ، امیر حسین یک دندانپزشك ، وحید فيزيوتراپيست، زهرا یك پرستار ، علی پزشك عمومي، زینب يك دكتر آزمايشگاه ، ناهید یک مددكار ، یوسف دکتر عفونی ، افشین یک روانپزشك، و حدیث یک دکتر زنان می خواهد بشود. ما همه مي خواهيم به بيماران هموفيلي خدمت کنیم. امروز به آن مي انديشيم وقتي ما پزشك شديم فقط در سايه تلاش شما كاركنان سازمان انتقال خون كه هديه هاي ارشمند مردم را به ما مي رسانيد مي توانيم به مردم خدمت نمائيم . ما بدون اين هديه ارزشمند كاري از دستمان ساخته نيست. ما دستهاي كوچكمان براي دعا به آسمان بلند مي كنيم و با قلب هاي كوچكمان براي سلامتي اهداكننگان خون و كاركنان زحمتكش سازمان انتقال خون كشور عزيزمان ايران دعا مي كنيم. ما از خدا مي خواهيم به ما اين فرصت را عطا نمايد كه روزي بتوانيم با خدمت به مردم گوشه اي از اين تلاشهاي ارزشمند و انساني را جبران نمائيم. ما مي توانيم.


کودکان هموفیلی به نمایندگی از کانون هموفیلی ایران – نهم مرداد یکهزار و سیصدو هشتاد و هشت

۳/۱۲/۱۳۸۸

مافياي دارواز توهم تا واقعيت ( درباره سريال تلويزيوني فاكتور 8)

مافياي دارو

از توهم تا واقعيت

درباره سريال تلويزيوني فاكتور 8


مهرداد طهماسبي – روزنامه محراب همدان

گردش مالي بسيار بالا و سود سرشار در مبادلات بازار دارو آن قدر وسوسه انگيز است كه تقريبا تمام كشورهاي جهان با مسائلي چون قاچاق دارو و شبكه هاي مافيايي آن دست به گريبانند.

تجارت دارو به دليل منحصر به فرد و تخصصي بودن آن مي تواند فرصتي دندان گير را براي سوداگران و سوءانديشان فراهم نمايد. به طوري كه گاه حتي برخي متخصصين امور مرتبط با مسائل دارويي نيز عطاي سوگندنامه خويش را به لقاي آن بخشيده و خود را در شبكه هاي مافيايي دارو سهيم مي نمايند. امروزه عرصه بهداشت و درمان آن قدر مورد توجه ممالك مختلف اعم از جهان سوم، در حال توسه و توسعه يافته قرار گرفته كه اختصاص بودجه هاي فراوان و عظيم براي آن غير قابل اجتناب مي نمايد. در واقع رقابتي كه در ظاهر بيشتر در ميان شركت هاي توليدكننده دارو ميبايستي وجود داشته باشد، به سمت دولت ها و مصرف كنندگان گسيل شده است.

اكنون كشورهاي مترقي يكي از افتخارات خود پس از توليد داروهاي گرانقيمت و خاص را در استفاده مردم كشور خويش از بهترين انواع داروها مي دانند.

اما حوزه بيماري هاي خاص و داروهاي آن همان طور كه از نام آن نيز پيداست، داراي شرايط ويژه و منحصر به فردي است كه به دليل حجم بالاي مبادلات دارويي، سوداگران را به تكاپو وامي دارد. بديهي است اهميت حياتي داروهاي بيماران خاص، يكي از مهم ترين دلايل تشكيل بازارهاي سياه و به وجود آمدن شبكه هاي مافيايي است. تفاوت ميان تعابيري چون بازار سياه و شبكه هاي مافيايي به علاوه مشكلات مبارزه با اين نوع اعمال غيرقانوني از جمله مباحثي است كه در گفتگوي اختصاصي با مديرعامل كانون هموفيلي ايران بدان پرداخته شده است.

احمد قويدل كه در سال هاي اخير به عنوان يكي از اعضاء هيات مديره كانون هموفيلي ايران نيز معرفي شده است، دوره هاي گذار متفاوتي از مشكلات و چالش هاي پيش روي بيماران هموفيلي را تجربه نموده كه در گفتگوي ذيل بخش هايي از آن را با محراب در ميان مي گذارد. مدير ارشد ساختمان كانون؛ واقع در خيابان وصال شيرازي تهران همچنين به پرسش هاي ما در خصوص سريال در حال پخش "فاكتور هشت" نيز پاسخ گفت.

آقاي قويدل! ضمن سپاس از اينكه دعوت محراب را براي انجام مصاحبه پذيرفتيد، خواهش مي كنم با عنايت به سريالي كه اين روزها در مورد داروي بيماران هموفيلي (فاكتور هشت) پخش مي شود، بفرمائيد آيا مسئله مافياي دارو و بازار سياه در ايران به اين شكل صحت دارد؟

اساسا مطالبي كه در قسمت هاي ابتدايي اين سريال پخش شد، حقيقت ندارد. زيرا كه نه ظرفيت خريد دارو و نه نياز روزانه به دارو اين اجازه را نمي دهد كه بيماران فاكتور هشت خود را با قيمت گزاف از بازار سياه تهيه نمايند. اين سريال درك غلطي براي بيننده ايجاد مي كند و آن هم وجود بازار سياه براي بيمار است. بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه بيشتر داروهاي مورد حمايت دولت كه در بازار سياه خريداري مي شود، در ايران فروش ندارد. چندي پيش كه نيروي انتظامي تلاش گسترده اي را براي كشف داروهاي قاچاق و شبكه مربوط به آن انجام مي داد، هيچ وقت حتي يك ويال فاكتور 8 نيز جزء كشفيات نبود. با وجود اين آمارها ما كنجكاو شديم و خود من به شخصه زماني كه به طور ناشناس به ناصرخسرو سر زدم و جعبه آن را نشان دادم، متوجه شدم اين دارو كاملا براي فروشندگان آشناست. وقتي به آن ها مي گفتم قصد تهيه مثلا 20 ويال فاكتور 8 را دارم، با تمسخر اظهار مي كردند: "اين دارو را بالاتر از 5 هزار تومان نمي خرند و تو هم آمده اي قيمت بگيري!" جالب است كه اين مسئله را نيز در نظر بگيريم كه قيمت فاكتور هشت در بازارهاي جهاني بين 200 تا 250 دلار آمريكاست؛ يعني دولت براي خريد هر ويال فاكتور 8 انعقادي بيماران هموفيلي بايد مبلغي معادل آن رابپردازد. اين دارو در زمره داروهاي گران قيمت محسوب مي شود. من حتي موبايل يكي از افرادي را كه موفق به جلب اعتماد وي شده بودم را در اختيار دادسراي جرائم پزشكي قرار دادم كه متوجه شدم در بهترين شرايط، داروي 250 دلاري را به قيمت 6 هزار تومان مي خرند.

به نظر شما آيا ممكن است فرد بيمار با توجه به كمياب بودن و احتياج خود به فاكتور 8 و يا اقسام ديگر داروهاي بيماران خاص، آن را بفروشد، آنهم به قيمت 6 هزار تومان؟!

اصلا! اين داروها را بيمار نمي فروشد زيرا به آن نياز دارد. اولا بايد اين موضوع را حل كنيم كه مافياي دارو با بازار سياه تفاوت دارد. مافياي دارو يك جريان اقتصادي است كه بر خلاف آنچه بيشتر مردم مي پندارند، حتما افراد خارجي در آن دخيل نيستند. به خاطر دارم در سال هاي گذشته وزراي بهداشت، رئيس سازمان انتقال خون و مديران مرتبط با امر بهداشت و درمان اظهار مي كردند در مافياي دارو به دنبال خارجي ها نباشيد. من معتقدم مافياي دارو يك سري روابط، فراي ارتباطات عادي است. زنجيره پياده نظام اين مافيا نيز افراد خودي در كشور هستند. حتي مي تواند مقامي باشد كه به وظايفش درست عمل نمي كند. مافياي دارو شخص نيست؛ يك سري روابط است كه محيط لازم را براي وارد كردن جنس خارجي، محدود كردن توليد ايراني، وارد كردن اجناس نامرغوب و... فراهم مي كند.

اما بازار سياه، بازاري است كه تلاش مي كند داروهايي را كه دولت وارد نموده را از كشور خارج سازد. در واقع كسي كه براي خريد فاكتور هشت به ناصرخسرو مي رود، بيمار نيست كه متاسفانه در سريال اين به درستي نمايش داده نمي شود. يك نكته تكميلي ديگر اينكه بازار سياه، دلال بازي، جمع آوري يارانه اي و خارج كردن دارو از سيستم را شامل مي شود و مافيا به دنبال بازار و مصرف دارو مي گردد.

لطفا براي تنوير افكار خوانندگان، درخصوص اين توضيح كه " مافياي دارو يك سري روابط فراي ارتباطات عادي است"، مثالي ذكر كنيد.

مثالي درباره يك داروي خاص مربوط به يك بيماري خوني: در سايه مسافرت هاي خارجي به سمينارهاي آموزشي، در مدتي كوتاه پزشكان با تشكيل مجموعه اي از اين ارتباطات، پشت سرهم اين داروي گرانقيمت را به بهانه هاي مختلف براي بيمار تجويز مي نمودند! يعني يك داروي چند ميليون توماني به راحتي تجويز آسپرين و بدون آنكه واقعا مورد مصرف آن سنجيده شود، تجويز مي شد و ميلياردها تومان ارز به همين راحتي از كشور خارج مي شد!

يعني مافيا با يك برنامه ريزي هم نياز را تامين كرد و هم رابطه دولتي به وجود آورد كه داروي مورد نياز را خريداري نمايند. مافيا جرياني است كه مي تواند در پيشرفت توليد داروي داخلي اثر منفي بگذارد. نتيجه مي گيريم در حوزه بيماران خاص عملا بازار سياه تعريف ندارد. در همان روزي كه در ناصرخسرو مشغول تحقيق بودم، قصد داشتم فردي را براي دريافت دارو مجاب كنم كه در پاسخ گفت: "مگر دفترچه نداري؟ با دفترچه 5 تا مي دهند! اگر بيشتر بخواهي بايد بيمه تاييد كند بعدش ...!" يعني از تمام سير دريافت دارو توسط بيمار مطلع بود. آن طور كه از شواهد بر مي آمد فاكتور هشت را به سوريه و كشورهاي ديگر قاچاق مي كنند.

توجه داشته باشيد كه اين دارو وقتي از ايران خارج مي شود ارزش پيدا مي كند و به قيمت هاي جهاني (200 الي 250 دلار) به فروش مي رسد.

آيا بازار سياه قابل كنترل است؟ و آيا اراده دولتي مستحكمي براي جلوگيري از آن وجود دارد؟

اين بازار سياه قابل كنترل است اما اراده اي كه ذكر شد وجود ندارد. يك مثال ساده مي زنم: تازه دو سه ماه است بيمه هاي ما توسط شبكه هاي كامپيوتري به يكديگر وصل هستند كه به اين وسيله مي توانيم به جايي برسيم كه هر بيمار هموفيلي فقط يك دفترچه داشته باشد و موجودي دارويي وي كنترل شود. اما مشكل بسيار مهم در اين جا بحث برنامه ريزي دولت است؛ دولت داروها را با رسيد دارويي كنترل نمي كند، بلكه با مبلغ ريالي آن حسابرسي مي نمايد. يعني اگر 100 ويال از فاكتورهاي هشتِ داروخانه اي از سيستم توزيع آن (خداي ناكرده) خارج شود، دولت در آن داروخانه فقط به دنبال مثلا 100 تا 5 هزار تومان مي رود و حتي برگه هاي دفترچه را هم درخواست نمي كند! وقتي داروخانه پول داروها را بپردازد، مشكل به همين راحتي حل مي شود! البته يكي دوسال است سخت گيري ها بيشتر شده. دولت بايد حسابداري داروهاي بيماران خاص را با دقت بيشتري انجام دهد.

اين حسابداري داروهاي بيماران خاص به چه معناست؟ و آيا كانون هموفيلي ايران تاكنون پيشنهادي را به دولت در خصوص بررسي خروجي و ميزان مصرف داروها ارائه كرده است؟

مثلا دولت به تعداد x عدد فاكتور 8 وارد ايران كرده است. تعداد a تا از اين x عدد فاكتور را بيماران از طريق دفترچه هاي تامين اجتماعي، تعداد b تاي آن بوسيله خدمات درماني، تعداد c تاي توسط بيمه كميته امداد و d تاي آن هم از طريق ديگر بيمه ها مثل خدمات درماني ارتش و غيره تحويل بيماران شده است. پس امكان پذير است كه مثلا متوجه شويم در سال 87 و از طريق بيمه تامين اجتماعي چه تعداد دارو ارائه شده. در انتها اگر جمع تمام اين موارد معادل عدد x واردات باشد، دولت مي گويد هرگونه خروجي اين دارو از طريق سوءاستفاده از دفترچه هاست. اما اگر بين جمع موارد مذكور و x فاصله جدي وجود داشته باشد، به اين معني است كه در ازاي خارج شدن داروها از شبكه توزيع، پول جايگزين شده است. البته پولي كه در مقابل قيمت فاكتور 8 دويست دلاري چيزي نيست.

ما به وزارت بهداشت پيشنهاد داديم تا به جاي سخت گيري با بيماران و ايراد اتهام به آنها، انرژي بگذارد و اين حسابداري را انجام دهد. بارها اعلام آمادگي كرده ايم كه شيشه هاي پُرِِ دارو را تحويل بگيريم، باركد بزنيم و با شمارش تحويل دهيم. با بيمه ها ارتباط روزمره داشته باشيم و معلوم كنيم كه آيا با x واقعي فاصله اي هست يا نه؟

آيا شواهدي مبني بر قاچاق داروهاي ايران به خارج از مرزها وجود دارد؟

بله! فدراسيون جهاني هموفيلي سه سال پيش اعلام كرد در جمهوري آذربايجان، براي رسيدن دارو به ايران انتظار مي كشند. حتي برخي از اعمال جراحي را مسكوت مي گذارند تا از محموله دارويي ايران استفاده كنند! اين كشور به تازگي به جمع خريداران فاكتور 8 در جهان اضافه شده است، در حاليكه تاكنون از داروهاي خريداري شده توسط ايران استفاده مي كردند.

در اين زمينه نيز پيشنهادي به مسئولين امنيتي ارائه داديم و گفتيم نوشته هاي روي جعبه هاي دارو را فارسي درج كنيد تا در خارج از مرزها و براي حتي افراد عادي نيز قابل شناسايي باشد.

آماري در خصوص ميزان ضرر و زيان وارده بر ايران در باب قاچاق دارو تاكنون به دست شما رسيده است؟

اصلا در اين زمينه عدد و رقم وجود ندارد. اما از راه هاي ديگري مي توان به عمق مسئله پي برد: دولت ما اعلام مي كند تامين داروي بيماران هموفيلي در سطح 5/1 واحد بين المللي است. (حداقل استاندارد فدراسيون جهاني هموفيلي و سازمان بهداشت جهاني براي دسترسي دارو عدد 1 است) يعني دولت از حداقل استاندارد جهاني يك نيم اضافه هم براي بيماران دارو تهيه مي كند. پس ميزان دارو با مصرف منطبق نيست. اگر اين 5/1 مصرف دارو به طور واقعي انجام پذيرد، بيماران ما بسياري از مشكلات كنوني خود را نخواهند داشت.

براي اينكه فاصله را با درمان مطلوب همراه سازيم و درك كنيم، بايد به اروپا و آمريكا اشاره كنيم كه در اين كشورها 3 تا 7 واحد است. در كشورهاي پيشرفته قبل از انجام فعاليت توسط بيمار هموفيلي، داروي متناسب با وزن وي را تزريق مي كنند و بصورت يك فرد عادي او را روانه انجام فعاليت مي نمايند. بيشترين مصرف داروي فاكتور 8 نيز در همين كشورها گزارش شده است.

بايد قبول كنيم كه ما اطلاعي از حجم داروي احتمالي خارج شده نداريم. ضمن اينكه موارد بسيار زيادي نيز به دليل بي سوادي خانواده ها و اطلاعات پائين و سهل انگاري پزشكان از دست مي رود.

دولت در برنامه اي كه از سال پيش آن را آغاز كرد قصد داشت با جمع آوري پوكه هاي فاكتور 8 ميزان ويال مصرف شده را اندازه گيري نمايد.

دولت براي اينكه اجازه خروج داروهاي يارانه اي را ندهد، پوكه هاي آن ها را جمع آوري مي كند. اما خيلي جالب است بدانيد جمع آوري پوكه كه رسما هم اعلام مي شود، اصلا جريان ندارد. هيچ بخشي در وزارت بهداشت براي تحويل و شمارش پوكه ها اقدام نمي كند. در اين رابطه بايد به هزاران شيشه خالي فاكتور 8 موجود در انبار كانون هموفيلي، اشاره داشته باشم كه كسي براي جمع آوري آن ها تاكنون اقدام نكرده است.

ما انتظار نداريم كه بازار داروي كشور را كنترل كنيم، بلكه درخواست مي كنيم اين گلوگاه ها را به ما بدهند تا حداقل درخصوص مصرف داروها استعلام كنيم.

آخرين مورد مشهودي كه در بازار داروهاي بيماران خاص اتفاق افتاد و شما ردپاي مافياي دارو را در آن دخيل مي بيند، چه بود؟

به تازگي فاكتور 8 هايي از كشور كره به ايران وارد شده است و كانون هموفيلي نيز بنا بر مسئوليتي كه دارد، اين سوال را از مسئولان مطح كرد كه چرا اين دارو تاييديه بين المللي FDA (سازمان نظارت بر غذا و داروي امريكا؛ بالاترين و معتبرترين نهاد تضمين كننده كيفيت داروهاي ساخته شده در جهان) را ندارد؟ در حاليكه بيماران هموفيلي تاكنون دو معضل جدي درخصوص سهل انگاري در ارائه دارو را متحمل شده اند: ايدز و انواع هپاتيت. وزارت بهداشت نيز در جواب اعلام كرد: "دوبار ويروس زدايي انجام شده است." حال سوال من اين است كه مگر تنها ويروس زدايي كافي است؟ كيفيت پائين دارو مسائل ديگري را نيز به وجود مي آورد. مثلا يك داروي نامرغوب مي تواند شخص را "ضد فاكتور" (Inhibitor) كند، يا اينكه اثربخشي پائين دارو، در آينده همان قيمت نازل را به بيشترين حد ممكن مي رساند.

حتي مسئولين وزارت بهداشت اعلام كردند "حضوري از كارخانه اين دارو در كره بازديد به عمل آورده اند!" تا زماني كه دارو به صورت باليني با داروهاي مشابه مقايسه نشود، چگونه امكان سنجش كيفيت آن فراهم مي شود؟ درواقع تاييديه بين المللي نيز همين كار را انجام مي دهد.

مافيا دارو در ايران قدرتمند است؟

مافياي دارو از مناسبات غير شفاف و ماجراجويي در حوزه بهداشت سوءاستفاده مي كند. مافيا از ناسيوناليسم نيز سوءاستفاده ميكند با القاء اين تفكرات كه چرا از كشور امريكايي خريد مي كنيد، از آسيايي بخريد! يا چرا از آسيايي مي خريد، از مسلمانان تهيه كنيد!

متاسفانه مسير ارتباط مافيا در ايران، آن را به شدت قدرتمند ساخته است. بايد به نكته روشني كه سريال "فاكتور هشت" بدان پرداخته شده نيز اشاره كنيم: در اين سريال به قدرت عظيم مافيا در توليد و توزيع دارو پرداخته شده است. به نظر شما اين فيلم چگونه تهيه شده است؟ اين فيلم در واقع انعكاسي از تراوشات ذهني مسئولين وزارت بهداشت و انتقال خون كشور است كه حدود 30 سال در رگه مطبوعات جاري بوده است. اين فيلم حاصل وهم و خيال نيست، بلكه حاصل اطلاع رساني 30 ساله مسئولين بهداشت و درمان كشور در لايه هاي مختلف اجتماعي است.

جالب آنكه تنها در قسمت اول سريال ده ها اشتباه بهداشتي و درماني ملاحظه شد كه مسئولين وزارت بهداشت نه تنها پاسخي به آن ارائه نكردند، بلكه به نوعي فرصت طلبانه در حال نظاره كردن آن هستند.

در بحث قدرت مافياي دارو بيراهه نرويم. ما در اين زمينه ديدگاه هاي مدون نداريم و اين همان مافياي داروست. يعني مي توان مسئول دولتي را قانع كرد كه چرا اين همه خرج مي كند و محصول آمريكايي وارد مي كند. در اينجا بحث سلامت مردم با دلار اندازه گيري مي شود.

سالها بود كه كشورهاي كره و چين نتوانسته بودند در بازار داروي هموفيلي رسوخ كنند تا زماني كه استفاده غلط از داروها باعث شد ميليون ها دلار ارز دور ريخته شود و ميل دولت ها به استفاده از داروي ارزان قيمت بيشتر شود. حتي خود وزارت بهداشت در موردي اعلام كرد درمان يك بيمار هموفيلي كه در انتها نيز متاسفانه فوت نمود، مبلغي بالغ بر يك ميليارد تومان هزينه روي دست دولت گذاشت. متاسفانه وقتي كه براي درمان يك بيمار هموفيل سقف انجام هزينه از سوي دولت تعيين مي شود، آنجاست كه حمايت دارويي با ريال و دلار اندازه گيري مي شود. گاهي در نامه نگاري مسئولين مشاهده مي شود كه براي مثال آورده اند: "تعداد x عدد دارو معادل 50 ميليون تومان استفاده شد!" مافيا در اين زمان از فرصت استفاده مي كند و مي گويد اين سيستم با درمان كاري ندارد و مبلغ داروها براي آن ها مهم است.

در پايان برخي از نكات مثبت سريال "فاكتور هشت" را ذكر كنيد.

1- اين سريال در سطح ملي توانست مردم را با داروي بيماري هموفيلي آشنا كند. كاري كه از هيچ ارگاني جز صداو سيما بر نمي آيد. من متوجه شده ام كه حتي كم سوادترين آدم ها هم كلمه هموفيلي و نام داروي آن را فرا گرفته اند. در سايه اين سريال تا حدودي توجه عامه مردم و دولتي ها جلب شده است. همچنين خيرين نيز نگاه ويژه اي در آينده خواهند داشت.

2- انعكاس موضوع مافياي دارو و نقش شركت هاي خارجي با توجه به اين انديشه دولتي ها كه همه چيز را هميشه با ديدگاه توطئه آميز نگاه مي كردند، به خودي خود جالب توجه است. من به شخصه منتظر هستم پاسخ دولتي ها در اين زمينه را بشنوم. اما به احتمال فراوان آنها ساكت از كنار قضيه عبور خواهند كرد زيرا اگر پاسخ دهند بايد حرف هاي زيادي را بگويند.

نكات منفي آن؟

1- فضاي اين سريال از واقعيت به دور است. ترسيم مناسبات اجتماعي و تعقيب و گريز شركت ها اصلا در ايران وجود ندارد. اين بيشتر شبيه فرهنگ كشورهاي ايتاليا يا آمريكاست. ممكن است در ايران محققي اذيت شود اما اين فضاي درام و اكشن موجود نيست.

2- مبناي قاچاق دارو كه در اين سريال مورد بحث قرار مي گيرد، غلط است.

3- با وجود اينكه سريال "فاكتور هشت" نام دارد، اما نه بيمار و نه حوزه پزشكي هيچ كدام با آن درگير نيستند. يعني تنها اسم "فاكتور هشت" است كه مشخص مي كند اين سريال درباره بيماران هموفيلي است.

4- مسئله اي كه برخي از مادران بيماران هموفيلي را عصباني نموده، اين است كه مادر حاضر در فيلم هيچ مشخصه اي از مادر يك كودك هموفيلي ندارد. جالب است بدانيد برخي مادران با دفتر كانون تماس مي گرفتند و با عصبانيت اظهار مي كردند كه هيچ وقت مادر بيمار هموفيلي اينگونه برخوردي را ندارد!

5- در "فاكتور هشت" تحقيقات پزشكي درستي انجام نپذيرفته و همان انعكاسات علمي موجود نيز دقيق نيست.

مگر تهيه كننده با كانون هموفيلي در خصوص ساخت سريال مشورت نكرد؟

سراغ ما آمدند اما حاضر نشدند ما فيلم نامه را بخوانيم. ما انتظار داشتيم فيلم نامه را ببينيم تا در جايي از سريال به بيمار هموفيلي توهيني وارد نشود. حتي زماني كه با تهيه كننده فيلم صحبت مي كردم كه اشتباهات را به حداقل برسانيم، وي گفت: "اي آقا فيلم من درام است و در آن مثلث عشقي هم مي بينيد. 4 تا هم قتل اتفاق خواهد افتاد! هموفيلي بهانه است!"

متاسفانه در قسمت هاي اوليه سريال به صورتي يك بيمار هموفيلي را ترسيم كردند كه مادر بيماري هموفيل با تماس با كانون متذكر شد به دليل نوع نگاه اين سريال، خواستگاري فرزند من از سوي خانواده طرف مقابل لغو شده است. سازندگان به اين نكته توجه نكردند كه هموفيلي ها كه تعدادشان كم هم نيست، قرار است در اجتماع زندگي كنند پس نبايد اطلاعات غلط به مردم ارائه كرد. اين موضوع را مقايسه كنيد با قسمتي از مجموعه پرستاران (سريالي استراليايي با بيش از 700 قسمت) كه در آن جوان هموفيل كه قصد كمك به دختري را داشت، درگير حمله يك سگ مي شود. درواقع در طول داستان علاوه بر اينكه بيماري هموفيلي نمايش داده شد، شخصيت هموفيلي به عنوان يك فردِ ياور و همراه با مردم توصيف شد.

۱۲/۱۷/۱۳۸۷

ايجاد تحول اساسي در رسيدگي به سومين پرونده حقوقي بيماران هموفيلي

نماينده خواهان پرونده هموفيلي‌ها خبر داد:
ايجاد تحول اساسي در رسيدگي به سومين پرونده حقوقي بيماران هموفيلي

نماينده خواهان پرونده هموفيلي‌ها از ايجاد تحول اساسي در رسيدگي به سومين پرونده حقوقي بيماران هموفيلي (يك هزار و دويست و نود و سه نفر) خبر داد.

احمد قويدل در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي ايسنا، اظهار كرد: قوه قضاييه با احساس مسووليت در رابطه با اين پرونده ملي كه تاكنون در حكم مفصل قضايي - كه مشمول يك هزار و ‌١٤٥ تن شده و به مرحله اجرا درآمده است- با مشخص كردن قاضي ويژه‌اي به نام «دكتر مسعود امرايي» در شعبه اول مجتمع قضايي شهيد بهشتي، مقدمات رسيدگي عادلانه به اين پرونده‌ها را فراهم كرده است.

وي با تاكيد بر اينكه بيماران زيان‌ديده مي‌توانند با آرامش خاطر در انتظار اين رسيدگي عادلانه باشند، گفت: قاضي رسيدگي‌كننده به اين پرونده در اولين اقدام، با درك شرايط موجود و مشكلات بيماران، كارشناسان منسوب دادگاه را عزل كرد و در بررسي جديد هزينه كارشناسي را به دو ميليون ريال تقليل داد و متعاقب آن نيز دستور استرداد وجوه مازاد بيماران را صادر كرد.

قويدل افزود: قاضي رسيدگي به پرونده براي جلوگيري از اطاله دادرسي با توجه به گزاف بودن هزينه كارشناسي تعيين شده قبلي كه موجب رد دادخواست بسياري از بيماران شده بود، قرارهاي قبلي را رد و امكان جاري شدن پرونده بيماران را با هزينه كارشناسي جديد فراهم كرده است.

وي گفت: بر اساس تمهيداتي كه با همكاري سرپرست مجتمع قضايي شهيد بهشتي جهت رفاه حال زيان ديدگان به وجود آمده است، كارشناسان حوزه‌هاي مختلف پزشكي قانوني مقرر شده كه در حوزه‌هاي خاصي در مجتمع مذكور، حاضر و بيماران در اتاق كنفرانس اين مجموعه، با ارايه مدارك، مورد مصاحبه كارشناسان قرار گرفته و در صورت لزوم به مراجع آزمايشگاهي معتمد سازمان پزشكي قانوني ارجاع مي‌شوند.

قويدل افزود: كانون هموفيلي ايران بر اين اعتقاد است كه قوه قضاييه با درك عميق فاجعه پيش آمده براي بيماران ضمن صيانت قاطعانه از احكام صادره، موضوع شكايت بيماران را در دستور كار جدي خود قرار داده است.

قويدل از بيماران درخواست كرد: صبورانه در انتظار نتايج اين اقدامات كه رسما مراحل كارشناسي آن از ‌١٤/١٢/٨٧ در مجتمع قضايي با حضور كارشناسان پزشكي قانوني آغاز شده، باشند و فعلا ضرورتي به نامه‌نگاري به مقامات قوه قضاييه، ‌مجريه و مقننه وجود ندارد و اين اقدامات موجب اتلاف وقت مسوولان درگير در اين پرونده مي‌شود.

وي با بيان اينكه قاضي رسيدگي‌كننده با هوشمندي و درايت حتي ريزترين مشكلات به وجود آمده براي بيماران را بررسي كرده و عميقا اعتقاد دارد كه دولت در مقابل سلامت شهروندان مسوول است اظهار اميدواري كرد كه به زودي شاهد اظهارنظرهاي رسمي و قطعي در احكام قضايي باشيم؛ گرچه هنوز معتقديم پيشنهاد صلح دعاوي بر مبناي اصل ‌١٣٩ قانون اساسي، مشكل گشاي پرونده كنوني است.

۱۲/۱۳/۱۳۸۷

روز جهانی هموفیلی سال 1388( 2009میلادی )

روز جهانی هموفیلی : بزرگداشت بیستمین سالگرد ارتقاء سطح آگاهی عمومی

از سال 1989 (( 1368 )) ، مراکز درمان هموفیلی و انجمنهای بیماران ، در چنین روزی یعنی 17 آوریل گرد هم آمده و روز جهانی هموفیلی را گرامی می دارند.

هفدهم آوریل مصادف با تولد فرانک شنابل ، بنیانگذار فدراسیون جهانی هموفیلی است ، فردی که در آن روز بدنیا آمده ،
از این رو ، در طول بیست سال گذشته روز جهانی هموفیلی فرصت بی نظیری ، برای گرد هم آمدن همگی ما که به نوعی در امر هموفیلی تشریک مساعی داریم بوده تا با اتکاء به یکدیگر بتوانیم سطح آگاهی عمومی را در باره اختلالات خونریزی دهنده ، خصوصا در زمینه بیماری هموفیلی افزایش دهیم.

شعار ( روز جهانی هموفیلی در سال 2009 ) عبارتست از : در کنار هم ، مراقب هم ، که بر اهمیت درمان جامع در امر توزیع بهداشت و درمان در هموفیلی حکایت دارد.

به نقل از دکتر آلیسون استریت : هموفیلی در جوانب مختلفی بر روی سلامتی فرد اثر گذار می باشد . ( نایب رئیس امور پزشکی ، فدراسیون جهانی هموفیلی )

(( برآوردن نیازهای گوناگون این بیماران در بهترین وجه ممکن تنها از طریق رویکردهای چند منظوره ای امکانپذیر است که متخصصین هماتولوژی ، ارتوپدی ، فیزیوتراپی ، روانپزشکی ، دندانپزشکی ، پرستاران و مددکاران اجتماعی و سایر دست اندرکاران خدمات بهداشت و درمان در قالب گروههای تخصصی درمان گردهم آمده تا بدین طریق بتوانند نیاز های هر بیماری ، در هر جایی که باشد برطرف نمایند.

ما ازتمامی کانونهای هموفیلی ، دفاتر نمایندگی ، مراز درمان هموفیلی و یاوران حامیان خود دعوت می کنیم تا امسال نیز در روز جهانی هموفیلی مشارکت نموده و حضور به هم رسانند . ما به طرق مختلف ، می توانیم شما را در این زمینه کمک کنیم که عبارتند از : ارائه سر تیتر ها و نمونه های خبری ، پوسترها ، گزارشات آماری ( Fact Sheet ) و ایده هایی برای نوع فعالیت شما این ابزار از 17 ژانویه در دسترس شما قرار خواهند گرفت .

برای کسب اطلاعاعات بیشتر لطفا با مدیر ارتباطات فدراسیون جهانی هموفیلی ، خانم سارا فورد با آدرس الکترونیکی ذیل :
sford @wfh.org تماس حاصل نمایید.

20 دلیل برای مشارکت در روز جهانی هموفیلی امسال

1- ارتقاء سطح آگاهی عمومی در رابطه با اختلالات خونریزی دهنده در بین جامعه شما
2- حمایت از اعضا تحت پوشش کانون یا نمایندگی های کانون شما
3- آموزش و هدایت بیماران یا اعضاء جدید و خانواده آنها
4- رایزنی با مقامات دولتی در راستای بهبود وضعیت درمانی بیماران هموفیلی و سایر بیماران دارای اختلالات خونریزی دهنده
5- جذب نیروهای داوطلب بیشتر برای حمایت از شما
6- جذب کمکهای مردمی بمنظور پشتیبانی از فعالیتهای شما
7- جلب توجه عمومی نسبت به وقوع این رویداد
8- تامین و ایجاد یک دیدگاه جالب توجه بمنظور جلب توجه بیشتر رسانه ها
9- مشارکت در جامعه جهانی درمان
10- حمایت از مراکز درمان هموفیلی و تیم درمان جامع خودتان
11- اهمیت بخشیدن به موضوع درمان صحیح بیماران دارای اختلالات انعقادی
12- کمک به حفظ و تداوم درمان جامع در مناطقی که این درمان بصورت موفقیت آمیز انجام می پذیرد
13- آموزش نسل بعدی : گفتگو با بیماران جوان درباره وضعیتی که قبل از آغاز درمان جامع ، بحث ایمنی درمان، درمانهای اثربخش ، و دسترسی به درمان وجود داشته و وضعیت حاضر
14- سپاسگزاری از تیم درمان جامع خودتان
15- گسترش و بسط مفهوم نیازهای جهانی برای بیماران دارای اختلالات انعقادی در کشورهای در حال توسعه
16- حمایت از فدراسیون جهانی هموفیلی و ماموریت آن تحت عنوان : درمان برای همه “Treatment for All”
17- سرلوحه قرار دادن شعار روز جهانی هموفیلی بمنظور رفع ، هرچه بیشتر نیازهای خودتان
18- آگاهی دادن به مخاطبان کلیدی نسبت به اهمیت هماهنگ سازی برنامه های چندمنظوره بهداشت ودرمان در رابطه با بیماران دارای اختلالات خونریزی دهنده مادرزادی
19- گسترش آگاهی عمومی نسبت به اهداف و عملکرد کانون خودتان در بین عامه مردم
20- گرامیداشت بیستمین سالگرد روز جهانی هموفیلی